« 1 » يعنى : از براى خداست عزّت و براى رسول او و از براى مؤمنان « 2 » . كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السّلام ريش مبارك خود را به حنا و كتم خضاب مىفرمود « 3 » . به سند معتبر روايت كرده است كه چون امام حسين عليه السّلام شهيد شد ، در ريش مبارك آن حضرت رنگ خضاب به وسمه بود « 4 » . در كتاب احتجاج روايت كرده است كه روزى مردم به معاويه گفتند كه : مردم ديدههاى خود را بسوى حسين افكندهاند و او را سزاوار خلافت مىدانند ، رخصت ده كه او بر منبر رود و سخنى چند بگويد تا مردم بدانند كه او اهليّت خلافت ندارد ، معاويه گفت : او چون بر منبر بر آيد ، علم و فضل خود را ظاهر مىكند و ما را رسوا مىگرداند . چون مردم مبالغه كردند ، معاويه رخصت داد ، حضرت بر منبر بر آمد و خطبهاى كه مناسب علم و جلالت او بود ادا كرد و در آخر فرمود كه : مائيم حزب اللَّه كه بر خلق غالبيم ، و مائيم عترت رسول خدا كه از همه كس به او نزديكتريم ، و مائيم اهل بيت رسالت كه از هر گناه و عيب مطهّريم ، و مائيم يكى از دو ثقل كه رسول خدا ما را تالى كتاب گردانيد و تفسير آن را به ما سپرد ، شك نمىكنيم در تأويل آن و مطّلعيم بر حقايق آن ، پس اطاعت كنيد ما را كه اطاعت ما بر شما واجب است ، و حق تعالى در قرآن اطاعت ما را با اطاعت خود و ، اطاعت رسول خود مقرون گردانيده است ، و حذر نمائيد از فتنههائى كه شيطان براى شما بر انگيخته است ، به درستى كه او دشمن شماست و دشمنى خود را بر شما ظاهر گردانيده است ، چون شما را در دنيا و عقبى به عذاب حق تعالى بيندازد و شما را طعمهء تير
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 506
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠٦
محمّد بن العبّاس در تفسير خود روايت كرده است كه مردى به حضرت امام حسين عليه السّلام گفت كه : در تو تكبّرى هست ، حضرت فرمود كه : كبريا و بزرگوارى مخصوص خداوند عالميان است و ديگرى را روا نيست ، آنچه من دارم عزّت است ، حق تعالى مىفرمايد كه :
وَ لِلَّه الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِه وَ لِلْمُؤْمِنِين
هامش
( 1 ) سورهء منافقون / آيهء 8 .
( 2 ) بحار الأنوار 44 / 198 .
( 3 ) كافى 6 / 481 .
( 4 ) كافى 6 / 483 .