آنها داد و فرمود : ببريد به نزد مادر خود ، اگر اوّل به نزد پدر خود ببريد بهتر است . آنچه حضرت فرموده بود به عمل آوردند ، و به نزد مادر و پدر خود ماندند تا حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به نزد ايشان رفت و همه از آن ميوهها تناول كردند ، هر چه مىخوردند به حال اوّل برمىگشت و چيزى از آن كم نمىشد ، و آن ميوهها به حال خود بود تا حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت ، و باز آنها نزد اهل بيت بود و تغييرى در آنها به هم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليها السّلام شهيد شد ، پس انار بر طرف شد . چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شهيد شد ، به بر طرف شد و سيب ماند ، آن سيب را حضرت امام حسن عليه السّلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبى به آن نرسيد ، بعد از آن نزد حضرت امام حسين عليه السّلام بود . حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : وقتى كه پدرم در صحراى كربلا محصور اهل جور و جفا شد ، آن سيب را در دست داشت ، و هرگاه عطش بر او غلبه مىكرد آن را مىبوئيد تا تشنگى آن حضرت تخفيف مىيافت ، چون تشنگى بر آن حضرت غالب شد و دست از حيات خود برداشت ، دندان بر آن سيب فرو برد . چون شهيد شد ، هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند ، پس حضرت سجّاد فرمود : من بوى آن سيب را از مرقد معطّر او مىشنوم هر وقت كه به زيارت او مىروم ، و هر كه از شيعهء مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد مطهّر برود ، بوى سيب از آن ضريح منوّر مىشنود « 1 » . در بعضى از كتب معتبره از ام سلمه روايت كردهاند كه گفت : ديدم روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حلّهاى به فرزند خود حسين عليه السّلام مىپوشانيد كه به جامههاى دنيا شباهت نداشت ، گفتم : يا رسول اللّه اين چه جامه است كه به جامههاى دنيا نمىماند ؟ فرمود : اين هديهاى است كه پروردگار من براى حسين فرستاده ، و پودش از پرهاى بال جبرئيل است ، چون امروز روز عيد است اين جامه را بر او مىپوشانم « 2 » . سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسى روايت كرده است كه گفت : ديدم روزى حضرت امام حسين عليه السّلام در دامن جدّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود ، و او را مىبوسيد و مىگفت : توئى سيّد و بزرگوار ، و پسر سيّد بزرگوار ، و پدر سادات و بزرگواران ، توئى امام
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩٢
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 442 .
( 2 ) بحار الأنوار 43 / 271 .