پسر امام پدر امامان و پيشوايان ، توئى حجّت خدا پسر حجّت خدا پدر حجّتهاى خداوند ، نه حجّت از صلب تو به هم خواهد رسيد كه نهم ايشان قائم ايشان باشد « 1 » . در كتب مخالفان روايت كردهاند كه روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمد از خانهء عايشه ، چون به در خانهء فاطمه عليها السّلام رسيد صداى گريهء حسين را شنيد ، فرمود : اى فاطمه مگذار حسين بگريد كه گريهء او مرا به درد مىآورد « 2 » . ابن شهر آشوب از امام رضا عليه السّلام روايت كرده است ، و مخالفان نيز به طرق متعدّده روايت كردهاند كه روزى حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : هر كه خواهد كه نظر كند بسوى محبوبترين اهل زمين بسوى اهل آسمان ، پس نظر كند بسوى حسين « 3 » . ابن شهر آشوب و ديگران از ابن عبّاس روايت كردهاند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : در بهشت قصرى ديدم از يك دانه مرواريد سفيد كه در آن شكافى و پيوندى نبود ، گفتم : اى حبيب من جبرئيل اين از كيست ؟ گفت : از پسر تو حسين است ، چون پيش رفتم سيبى ديدم آن را برداشتم و شكافتم ، از ميان آن حوريّهاى بيرون آمد كه موى مژگانش به سياهى سينهء كركس بود ، پرسيدم كه : تو از كيستى ؟ او گريست و گفت : از فرزند شهيد تو حسين « 4 » . شيخ طوسى به سند صحيح روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السّلام در ميان مردم دير به سخن آمد ، روزى حضرت رسول آن حضرت را به مسجد آورد و در پهلوى خود بازداشت و تكبير نماز گفت ، امام حسين خواست كه موافقت نمايد درست نگفت ، حضرت از براى او بار ديگر گفت تا آنكه در مرتبهء هفتم درست گفت ، به اين سبب هفت تكبير در اوّل نماز سنّت شد « 5 » . در بعضى از كتب مناقب روايت كردهاند كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خانهء فاطمه عليها السّلام آمد و گفت : اى فاطمه امروز مهمان توام ، و در آن روز اهل بيت گرسنه بودند و براى حسن
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩٣
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 78 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 78 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 81 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 83 .
( 5 ) تهذيب الأحكام 2 / 67 .