تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
براى او به ولايت كه او ولىّ و مولاى هر مؤمن و مؤمنه است ، مبالغه كرد كه حاضران به غايبان برسانند . حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ترس قوم خود به غار رفت در وقتى كه ايشان را بسوى خدا دعوت مىكرد ، ايشان ارادهء قتل او كردند ، ياورى نيافت كه با ايشان جهاد كند ، اگر ياورى مىيافت هرآينه با ايشان جهاد مىكرد ؛ همچنين پدرم بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استغاثه كرد از اصحاب خود و طلب يارى از ايشان نمود ، چون ياورى نيافت دست از خلافت برداشت ، اگر ياورى مىيافت با ايشان جهاد مىكرد ، خدا او را معذور داشت چنانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را معذور داشت . همچنين امّت مرا واگذاشتيد ، يارى من نكردند و با تو بيعت كردند اى پسر حرب ، اگر ياوران مخلص مىيافتم كه با من در مقام فريب نبودند هرآينه با تو بيعت نمىكردم ، چنانچه حق تعالى هارون را معذور داشت در وقتى كه قومش او را ضعيف گردانيدند ، با او دشمنى كردند ، همچنين من و پدرم نزد حق تعالى معذوريم در وقتى كه امّت دست از ما برداشتند ، متابعت غير ما كردند ، ياورى نيافتيم . احوال اين امّت با امّتهاى گذشته مثل يكديگر است . ايّها النّاس اگر طلب كند در ميان مشرق و مغرب مردى را كه جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد و پدرش وصىّ رسول خدا باشد ، نخواهيد يافت به غير از من و برادرم حسين ، پس از خدا بترسيد و گمراه مشويد ، با اين حال چگونه اطاعت خدا خواهيد كرد و هرگز نخواهيد كرد ، به درستى كه من بيعت كردم با اين و اشاره كرد بسوى معاويه فرمود : اين فتنه‌اى است از براى شما و منفعت قليلى است تا آنكه بميريد و حق بر شما ظاهر گردد ، ايّها النّاس عيب كرده نمىشود كسى به آنكه حق خود را به ديگرى واگذارد ، و عيب كرده مىشود به آنكه حق ديگرى را غصب نمايد ، هر امر حقّى نفع رساننده است و هر امر باطلى ضرر رساننده است به اهل خود . حضرت حجّتهاى ديگر به غير از اين نيز القا فرمود و از منبر به زير آمد ، پس معاويه گفت : به خدا سوگند كه حسن از منبر فرود نيامد تا زمين بر من تيره شد ، خواستم كه به او