تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
رسول خدا عم او حمزه بود و پسر عم او جعفر ، پس هر دو كشته شدند در ميان كشته‌گان بسيارى كه با ايشان شهيد شدند ، پس حق تعالى اين دو نفر را مخصوص گردانيد به كرامت خود ، حمزه را سيّد شهدا گردانيد ، براى جعفر دو بال قرار داد كه پرواز كند با ملائكه هر جا كه خواهد ، اين كرامتها مخصوص ايشان گرديد براى منزلت و قرابتى كه با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشتند ، حضرت رسالت در ميان ساير شهداى احد بر حمزه هفتاد نماز كرد . و همچنين حق تعالى براى زنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مقرّر گردانيد كه حسنهء ايشان دو برابر ديگران باشد و وزر ايشان دو برابر ديگران باشد براى نزديكى ايشان به آن حضرت ، و نماز در مسجد حضرت رسالت را برابر هزار نماز گردانيد كه در مسجدهاى ديگر كنند به غير از مسجد الحرام كه مسجد ابراهيم خليل است ، و اين فضيلت براى آن بود كه آن مسجد مخصوص آن حضرت بود ، حق تعالى صلوات را بر رسول خود واجب گردانيد بر كافّهء مؤمنان ، پس صحابه گفتند : يا رسول اللّه ما چگونه صلوات فرستيم بر تو ؟ فرمود : « اللّهم صل على محمّد و آل محمّد » پس واجب است بر هر مسلمانى كه با صلوات بر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ما صلوات بفرستد ، و حق تعالى خمس غنيمت را حلال گردانيد از براى رسول خود در كتاب خود ، از براى او مقرّر ساخت و از براى ما نيز از خمس حصّه‌اى قرار داد مثل آنچه از براى پيغمبرش قرار داد ، و حرام كرد بر آن حضرت تصدّق را ، و بر ما نيز حرام كرد تصدّق را . پس ما را داخل گردانيد در هر چه پيغمبر خود را در آن داخل گردانيد ، و ما را بيرون كرد از هر چه پيغمبر خود را از آن بيرون كرد ، اين كرامتى است كه خدا ما را به آن گرامى داشته است ، و فضيلتى است كه حق تعالى ما را به آن بر ساير بندگان زيادتى داده است ، پس وقتى كه كافران اهل كتاب انكار نبوّت او كردند و با او محاجّه نمودند ، حق تعالى فرستاد كه
« فَقُل تَعالَوْا نَدْع أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم ثُم نَبْتَهِل فَنَجْعَل لَعْنَت اللَّه عَلَى الْكاذِبِين »

« 1 » پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عوض جان خود پدرم را برد ، و از فرزندان من و برادرم را برد ، و از زنان مادرم فاطمه را برد ، پس ما

هامش
( 1 ) سورهء آل عمران / آيهء 61 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 440 | العلامة المجلسي