« 1 » چون آيهء تطهير نازل شد ، حضرت جمع كرد مرا و برادرم و مادرم و پدرم را و در خانهء ام سلمه بود ، ما چهار نفر را در زير عبا داخل كرد گفت : خداوندا اينها اهل بيت منند ، اينها اهل عترت منند ، پس بر طرف كن از ايشان رجس را و پاك گردان ايشان را پاك گردانيدنى ، پس ام سلمه گفت كه : من داخل شوم با ايشان يا رسول اللّه ؟ حضرت فرمود : خدا تو را رحمت كند تو بر خيرى و عاقبت تو بر خير است ، چه بسيار راضىام من از تو و ليكن اين امر مخصوص من و ايشان است . بعد از نزول اين آيه تا وقت وفات آن حضرت ، هر روز در وقت صبح حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به در خانهء ما مىآمد و مىگفت : الصّلاة يرحمكم اللّه ، اين آيه را مىخواند و مىرفت ، و امر كرد آن حضرت كه درهائى كه مردم بسوى مسجد گشودهاند ببندند به غير از در خانهء ما . چون در اين باب با آن حضرت سخن گفتند ، فرمود : من از پيش خود در شما را نبستهام و در على را نگشودهام ، و ليكن من متابعت مىكنم آنچه را خدا به من وحى كرده است ، خدا مرا امر كرده است كه آن درها را ببندم و در او را بگشايم . پس بعد از آن كسى جنب داخل مسجد نمىتوانست شد به غير از رسول خدا و پدرم علىّ بن أبي طالب ، اين كرامت و فضيلتى بود كه خدا ما را به آن مخصوص گردانيد . اينك معلوم است در خانهء پدرم پهلوى در خانهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در مسجد آن حضرت ، و منازل ما در ميان منازل آن حضرت است ، زيرا كه حق تعالى چون امر كرد حضرت رسول را كه مسجدش را بنا كند ، به امر الهى در پهلوى مسجد خود ده خانه بنا كرد ، نه خانه براى خود و زنان خود ، و دهم كه در ميان همه بود براى پدرم بنا كرد ، مراد از بيت مسجد مطهّر آن حضرت است ؛ و مائيم اهل بيت و اهل مسجد ، و مائيم كه خدا ما را پاك و مطهّر ساخت . ايّها النّاس اگر سالها بايستم و فضيلتها و كرامتها كه خدا ما را به آن مخصوص ساخته است بشمارم ، هرآينه تمام نخواهد شد ، منم فرزند پيغمبر بشير و نذير و سراج منير كه
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 441
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤١
بوديم اهل او و گوشت و خون او و جان او ، و ما از او بوديم و او از ما بود .
باز حق تعالى فرمود
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِب عَنْكُم الرِّجْس أَهْل الْبَيْت وَ يُطَهِّرَكُم تَطْهِيراً »
هامش
( 1 ) سورهء احزاب / آيهء 33 .