تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦

ايشان خانه‌اى و مثل قرارگاه ايشان كاشانه‌اى ، در خانه‌هاى وحشت‌انگيز ساكن گرديده‌اند و از خانه‌هاى مألوف خود دورى گزيده‌اند ، و دوستان از ايشان بىدشمنى مفارقت كرده‌اند و ايشان را براى پوشيدن و كهنه شدن در گودالها افكنده‌اند ، اين دختر من كنيزى بود مملوك و رفت به راهى مسلوك كه پيشينيان به آن راه رفته‌اند و آيندگان به آن راه خواهند رفت و السّلام « 1 » . صفّار و ديگران به سندهاى صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه جناب امام حسن عليه السّلام روزى بر منبر فرمود : خدا را دو شهر است يكى در مشرق و يكى در مغرب ، هر يك از اين دو شهر حصارى دارد از آهن ، در هر شهرى از آنها هزار دروازه است ، در هر يك از آن دو شهر هفتاد هزار لغت است كه هر طايفه‌اى به لغتى سخن مىگويند به غير لغت ديگرى ، من مىدانم جميع لغتهاى ايشان را و بر اهل آن دو شهر حجّتى و امامى نيست به غير از من و برادرم حسين « 2 » . قطب راوندى روايت كرده است كه روزى عبد اللّه بن عبّاس در خدمت حضرت امام حسن عليه السّلام بر سر خوانى نشسته بود ناگاه ملخى بر آن خوان افتاد ، ابن عبّاس از آن حضرت پرسيد كه : بر بال اين ملخ چه نوشته است ؟ حضرت فرمود : بر آن نوشته است : منم خداوندى كه به جز من خداوندى نيست ، گاه مىفرستم ملخ را براى جماعتى گرسنگان كه آن را بخورند ، گاه مىفرستم بر گروهى از روى غضب كه طعامهاى ايشان را بخورند ، پس ابن عبّاس برخاست سر آن حضرت را بوسيد گفت : اين از مكنون علم است « 3 » . در محاسن برقى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه شخصى به خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد گفت : يا امير المؤمنين دخترى دارم سه كس او را خواستگارى كرده : امام حسن و امام حسين و عبد اللّه بن جعفر ، با تو مشورت مىكنم به كداميك بدهم ؟ حضرت فرمود : كسى را كه محل مشورت كردند او را امين مىدانند بايد كه خيانت نكند ، حسن زنان را بسيار طلاق مىگويد ، دختر خود را به حسين بده كه او از

هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى 202 .
( 2 ) بصائر الدرجات 493 .
( 3 ) خرايج 1 / 241 .