نمىساختم ، در اين وقت از شما ياد گرفتم ؛ به بركت شما و شفقتى كه بر امّت جدّ خود داريد ، توبه مىكنم بر دست شما « 1 » . ايضا روايت كرده است : در مجلسى كه حضرت امام حسن عليه السّلام حاضر بود ، حضرت امام حسين عليه السّلام براى تعظيم او سخن نمىگفت ، و در مجلسى كه امام حسين عليه السّلام حاضر بود محمّد بن الحنفيّه براى تعظيم او سخن نمىگفت « 2 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسن عليه السّلام عابدترين مردم در زمان خود و فاضلترين مردم بود ، چون به حج مىرفت پياده مىرفت و گاه بود كه پا برهنه مىرفت ، چون مرگ را ياد مىكرد مىگريست ، چون قبر را ياد مىكرد مىگريست ، هرگاه قيامت را به خاطر مىآورد مىگريست ، هرگاه كه گذشتن بر صراط را به ياد مىآورد مىگريست ، چون عرض اعمال را بر حق تعالى مذكور مىساخت نعره مىزد و مدهوش مىشد ، چون به نماز مىايستاد بندهاى بدنش مىلرزيد نزد پروردگار خود . هرگاه بهشت و دوزخ را ياد مىكرد مىطپيد و مىلرزيد مانند كسى كه او را مار يا عقرب گزيده باشد و از خدا بهشت را سؤال مىكرد و استعاذهء از آتش جهنّم مىنمود ، هرگاه كه در قرآن « يا ايّها الّذين آمنوا » مىخواند ، مىگفت : لبّيك اللّهم لبّيك ، در هيچ حال كسى او را نديد مگر به ياد خدا ، زبانش از همه كس راستگوتر بود ، بيانش از همه كس فصيحتر بود . روزى به معاويه گفتند : امر كن حسن بن على را كه بر منبر برآيد و خطبه بخواند تا بر مردم نقص او ظاهر شود ، پس آن حضرت را طلبيد گفت : بر منبر بالا رو و ما را موعظه كن . پس حضرت بر منبر برآمد حمد و ثناى الهى بجا آورد ، پس فرمود : ايّها النّاس هر كه مرا شناسد شناسد ، و هر كه مرا نشناسد منم حسن بن على بن أبي طالب و فرزند بهترين زنان فاطمه دختر محمّد رسول خدا ، منم فرزند بهترين خلق خدا ، منم فرزند رسول خدا ، منم صاحب فضائل ، منم صاحب معجزات و دلايل ، منم فرزند امير المؤمنين ، منم كه دفع كردهاند مرا از حق من ، من و برادرم حسين بهترين جوانان بهشتيم ، منم فرزند ركن و مقام ،
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠٣
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 452 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 452 .