فصل سوّم در بيان بعضى مكارم اخلاق و محاسن آداب حضرت امام حسن عليه السّلام است
ابن شهر آشوب روايت كرده است كه اعرابى به نزد عبد اللّه بن زبير و عمرو بن عثمان آمد و مسألهاى چند از آنها پرسيد ، چون نمىدانستند هر يك به ديگرى حواله مىكردند ، اعرابى گفت : واى بر شما ، مرا مسألهاى ضرور شده از شما مىپرسم هر يك به ديگرى حواله مىكنيد در دين خدا چنين كارى روا نيست ، ايشان گفتند : اگر مىخواهى كسى را كه اين مسأله را داند برو به نزد امام حسن و امام حسين عليهما السّلام كه ايشان مسائل دين خدا را مىدانند ، چون به خدمت ايشان رفت مسأله را عرض كرد ، جواب شافى شنيد ، خطاب كرد با عبد اللّه و عمرو و شعرى چند خواند كه مضمون يكى از آنها اين است : حق تعالى دو خدّ روى شما را دو نعل گرداند از براى حسن و حسين عليهما السّلام « 1 » . ايضا روايت كرده است كه روزى حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بر مرد پيرى گذشتند كه وضو مىساخت و نمىدانست آداب وضو را ، پس خواستند كه وضو را به او تعليم كنند بىآنكه به او اظهار كنند كه تو نمىدانى و خجل شود ، پس براى مصلحت با هم منازعه كردند ، هر يك مىگفتند : من وضو بهتر مىسازم ، پس گفتند : اى شيخ تو در ميان ما حاكم باش كه كداميك بهتر وضو مىسازيم . چون آن مرد پير وضوى ايشان را مشاهده كرد ، گفت : شما هر دو وضو را نيكو مىسازيد ، من پير جاهلم كه وضو را نيكو