تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧

پس امر كرد روغن زيتى را به جوش آوردند و ايشان را در ميان آن انداختند تا هلاك شدند ، يكى از ايشان را رها كرد كه خبر ايشان را به مسلمانان برساند ، در اثناى راه كه برمىگشت ناگاه در ميان بيابان صداى سم اسبان شنيد ، چون نظر كرد رفيقان خود را ديد كه ايشان را در زيت انداخته بودند ، گفت : شما را در حضور من در زيت انداختند تا مضمحل شديد ، اكنون شما را بر اين حال مشاهده مىكنم ، گفتند : ما در نعيم الهى بوديم ، ناگاه صداى منادى را شنيديم كه از آسمان ندا كرد كه : اى شهيدان صحرا و دريا در اين شب سيّد شهدا على بن أبي طالب شهيد شده است همه حاضر شويد بر او نماز كنيد ، ما الحال از نماز او برمىگرديم و به قبرهاى خود مىرويم « 1 » . فرات بن ابراهيم از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت : چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را ضربت زدند ، بر مصلّاى خود نشسته سر خود را بر زانوى خود گذاشته بود گفت : ايّها النّاس من سخنى مىگويم بشنويد ، هر كه خواهد ايمان بياورد و هر كه خواهد كافر شود ، شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : چون على بن أبي طالب از دنيا بيرون رود ، خصلتى چند در ميان امّت من ظاهر شود كه خيرى در آنها نباشد ، گفتم : آن خصلتها كدام است يا رسول اللّه ؟ فرمود : امانت در ميان مردم كم شود و خيانت بسيار شود ، حيا از ميان مردم برخيزد كه مردم در حضور يكديگر زنا كنند و پروا نكنند ، بعد از آن نكبتى در ميان مردم حادث شود كه كار بر همهء مردم تنگ شود ، به درستى كه تا على در ميان مردم است زمين از من خالى نيست ، على به منزلهء پوستى است بر روى گوشت من است ، على به منزلهء عروق و استخوان من است ، على برادر و وصىّ من است در اهل من و جانشين من است در ميان قوم من ، وفاكننده است به وعده‌هاى من ، ادا كنندهء قرض من است ، على يارى من كرد در شدّتها ، براى من با كافران جنگ كرد ، در وقت نزول وحىها حاضر بود نزد من ، با من طعامهاى بهشت را تناول نمود ، مكرّر جبرئيل با او آشكارا مصافحه كرد ، گواه گرفت جبرئيل مرا كه على از پاكان و معصومان و نيكوكاران است ، من گواه مىگيرم شما را اى گروه مردم تا على در ميان شماست بر شما امرى مشتبه نيست ، چون على از

هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 2 / 386 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 367 | العلامة المجلسي