تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
همه راست‌تر بود ، رأى تو از همه بزرگتر بود ، دل تو از دلهاى ديگر شجاع‌تر بود ، يقين تو از همه سخت‌تر بود ، عمل تو از همه نيكوتر بود ، به همهء امور از همه كس داناتر بودى ، به خدا سوگند كه از براى دين پادشاهى بودى ، از براى مؤمنان پدر مهربان بودى در وقتى كه عيال تو گرديدند . پس برداشتى از دوشهاى ايشان بارهاى گران را كه تاب برداشتن آن نداشتند ، حفظ كردى هر چه را ضايع گذاشتند و رعايت كردى هر چه را مهمل گذاشتند ، بلند شدى در وقتى كه ايشان پست شدند ، صبر كردى در وقتى كه ايشان جزع كردند ، دريافتى هر چه را ايشان تخلّف از آن ورزيدند ، از بركت تو يافتند آنچه را گمان نداشتند ، بودى بر كافران عذابى ريزنده ، براى مؤمنان بودى باران رحمت و فراوانى نعمت ، پس پرواز كردى به رياض جنّت با آزارها كه به تو رسيد از منافقان ، و فايز شدى به عطاها و بركتهاى اين امّت . سوابق ايشان را تو ضبط كردى ، فضايل ايشان را تو بردى ، تندى تو در دين خدا به كندى بدل نشد و دل تو هرگز بسوى باطل ميل نكرد ، بينائى تو ضعيف نشد و جبن در نفس تو راه نيافت ، هرگز خيانت نكردى ، در شدّت ايمان و يقين مانند كوه كه بادهاى تند آن را به حركت نمىآورد ، هيچ چيز آن را برنمىكند از جا . بودى چنانچه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حق تو گفت كه : ضعيف بودى در بدن خود و قوى بودى در امر خدا ، متواضع بودى در نفس خود ، عظيم بودى نزد خداى تعالى ، كسى را در تو راه عيبى نبود ، كسى از تو اميد جانبدارى نداشت ، تواناى عزيز نزد تو ضعيف و ذليل بود تا آنكه حق را از او مىگرفتى ، در احقاق حق دور و نزديك نزد تو مساوى بودند ، كار تو حق و مدارا و دوستى بود ، گفتار تو حكم و حتم بود ، امر تو بردبارى بود ، و دورانديشى و رأى تو علم و عزم بود ، پس وقتى از دنيا كنده شدى كه راه حق را ظاهر كرده بودى و كارهاى دشوار را بر مردم آسان كرده بودى ، آتشهاى فتنه را فرونشانده بودى و امور دين به تو معتدل شده بود ، ايمان به تو قوّت يافته بود ، مؤمنان به تو ثابت گرديده بودند ، پس پيش رفتى پيشى دور و دراز ، به تعب انداختى آنها را كه بعد از خود گذاشتى به تعبى شديد ، پس مصيبت تو از آن بزرگتر است كه گريه تدارك كند آن را ، عظيم شد