تابوت نماز كرد و آن تابوت را بر شترى بستند به جانب مدينه روانه كردند « 1 » . ابن بابويه و قطب راوندى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه هشام ابن عبد الملك از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام سؤال كرد كه : مرا خبر ده شبى كه علىّ بن أبي طالب عليه السّلام در آن شب كشته شد ، مردمى كه در غير شهر كوفه بودند به چه علامت دانستند كه آن حضرت كشته شده است ؟ آن حضرت فرمود كه : در آن شب تا طلوع صبح در هر جاى زمين كه سنگى برمىداشتند ، از زير آن سنگ خون تازه مىجوشيد ، همين علامت ظاهر شد در شبى كه هارون برادر موسى عليه السّلام وفات يافت ، و در شبى كه يوشع بن نون شهيد شد ، و در شبى كه عيسى به آسمان رفت ، و در شبى كه امام حسين عليه السّلام شهيد شده بود « 2 » . ابن شهر آشوب از ابن عبّاس روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : چون مؤمن بميرد ، آسمان و زمين چهل صباح بر او گريه مىكنند ، چون عالمى بميرد چهل ماه گريه مىكنند ، چون امامى بميرد چهل سال گريه مىكنند ، پس فرمود كه : يا على چون تو شهيد شوى ، آسمان و زمين بر تو چهل سال خواهد گريست . پس ابن عبّاس گفت : چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در كوفه شهيد شد ، تا سه روز آسمان خون باريد ، هر سنگ را كه از زمين برمىداشتند از زيرش خون تازه مىجوشيد « 3 » . از كتب مخالفان روايت كرده است كه عبد الملك بن مروان از زهرى سؤال كرد كه : در زمين چه علامت ظاهر شد در روزى كه كشته شد على ؟ زهرى گفت كه : در بيت المقدس هر سنگ ريزهاى كه برمىداشتند از زيرش خون تازه مىجوشيد ، چون آن حضرت از دنيا رفت شنيدند هاتفى در خانهء آن حضرت آواز داد :
« 4 » پس هاتفى ديگر آواز داد كه : رسول خدا مرد و پدر شما مرد « 5 » . از اخبار الطالبيّين روايت كرده است كه لشكر فرنگ جماعتى از مسلمانان را اسير كردند ، ايشان را به نزد پادشاه خود بردند ، كفر را بر ايشان عرضه كردند و ايشان ابا كردند ،