او گذرانيدند ، ميل كرد منحنى شد براى تأسّف و حزن بر آن حضرت « 1 » . در بعضى از كتب قديمه روايت كردهاند كه چون روح مقدّس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از جسد مطهّرش مفارقت نمود ، از خانهء حضرت صداى شيون بلند شد مانند روزى شد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفته بود . چون شب تاريك شد ، آفاق آسمان متغيّر شد ، زمين بلرزيد ، صداهاى تسبيح و تقديس از ميان هوا به گوش مردم رسيد ، مىدانستند كه صداهاى ملائكه است . صداى گريه و نوحه و مرثيه جنّيان را مىشنيدند . محمّد بن الحنفيّه رضى اللّه عنه گفت كه : چون برادرانم امام حسن و امام حسين عليهما السّلام مشغول غسل شدند ، حضرت امام حسين عليه السّلام آب مىريخت و حضرت امام حسن عليه السّلام غسل مىداد ، احتياج نداشتند به كسى كه جسد آن حضرت را بگرداند ، هر طرف را كه مىشستند جسد مطهّرش مىگرديد و طرف ديگر ظاهر مىشد ، بوئى خوشتر از مشك و عنبر از جسد مباركش مىشنيدند . چون از غسل فارغ شدند ، حضرت امام حسن عليه السّلام صدا زد كه : اى خواهر بياور حنوط جدّم را ، پس زينب مبادرت نمود حنوط را آورد ، چون حنوط را گشودند جميع كوفه از بوى آن خوشبو شد . پس آن حضرت را در پنج جامه كفن كردند ، چون بر تابوت گذاشتند پيش تابوت را جبرئيل و ميكائيل برداشتند ، و عقب آن را امام حسن و امام حسين عليهما السّلام برداشتند . محمّد بن الحنفيّه گفت : به خدا سوگند كه من مىديدم كه جنازهء آن حضرت را بر هر ديوار و عمارت و درختى كه مىگذشت ، آنها خم مىشدند و خشوع مىكردند نزد جنازهء آن حضرت . بعضى از مردم خواستند كه با جنازه بيرون آيند ، امام حسن عليه السّلام ايشان را برگردانيد ، امام حسين عليه السّلام مىگريست مىگفت : لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم ، انّا للّه و انّا اليه راجعون ، اى پدر بزرگوار پشت ما را شكستى ، و بسوى خدا شكايت مىكنيم مصيبت تو را . چون جنازه به نزديك قبر رسيد فرود آمد بر زمين ، امام حسن عليه السّلام پيش ايستاد به
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦٣
هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى 682 .