تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كشتى ، اى بدبخت‌ترين بدبختان . پس آن ملعون گريست و گفت : يا امير المؤمنين آيا تو نجات مىتوانى داد كسى را كه در جهنّم است ؟ پس امير المؤمنين عليه السّلام براى آن ملعون به امام حسن عليه السّلام سفارش كرد فرمود : او را طعام و آب بده و دست و پاى او را در زنجير مكن ، و با او رفق و مدارا كن . چون من از دنيا بروم او را به يك ضربت قصاص كن و جسد او را به آتش مسوزان و مثله مكن او را كه دست و پا و گوش و ساير اعضاى او را نبرى ، كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : زنهار مثله مكنيد اگر چه سگ درنده باشد ، و اگر شفا يابم من سزاوارترم به آنكه از او عفو كنم زيرا كه ما اهل بيت كرم و عفو و رحمتيم . محمّد بن حنفيّه روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : مرا برداريد و به خانه بريد ، پس حضرت را با نهايت ضعف برداشتيم و به خانه برديم و مردم بر دور آن حضرت گريه و زارى مىكردند ، نزديك بود كه خود را هلاك كنند ، پس امام حسن عليه السّلام در عين گريه و زارى و ناله و بىقرارى ، با پدر بزرگوار خود گفت : اى پدر بعد از تو براى ما كه خواهد بود ، مصيبت تو بر ما امروز مثل مصيبت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، گويا گريه را از براى مصيبت تو آموخته‌ايم . پس امير المؤمنين عليه السّلام آن حضرت را به نزديك خود طلبيد ، چون نظر كرد ديده‌هاى آن امام مظلوم را ديد كه از بسيارى گريه مجروح گرديده است ، به دست مبارك خود آب از ديده‌هاى نور ديدهء خود پاك كرد و دست بر دل مباركش گذاشت گفت : اى فرزند ! خداوند عالميان دل تو را به صبر ساكن گرداند ، مزد تو و برادران تو را مصيبت من عظيم گرداند و اضطراب تو را و جريان آب ديدهء تو را ساكن سازد ، به درستى كه حق تعالى تو را اجر داد به قدر مصيبت تو . پس آن حضرت را داخل حجره گردانيدند ، در نزديك محراب خوابانيدند ، زينب و ام كلثوم آمدند در پيش على عليه السّلام نشستند ، نوحه و زارى براى آن حضرت مىكردند مىگفتند كه : بعد از تو كودكان اهل بيت تو را كه تربيت خواهد كرد ؟ بزرگان ايشان را كه محافظت خواهد نمود ؟ اى پدر بزرگوار اندوه ما بر تو دور و دراز است ، و آب ديدهء ما