او بعد از خود گريستم ، و بر آن محنتهائى كه از جفاكاران امّت من به او خواهند رسيد ، زود باشد كه در خانهء او كه بيت الشّرف و عزّت و مكرمت است ، مذلّت و خوارى در آيد و رعايت حرمت او ننمايند ، و هيچ از او شرم ندارند ، و فدك را كه خدا به او داده از او بازستانند ، و او را از ميراث من منع نمايند ، و از هر طرف كه نظر كند نه يارى يابد كه او را يارى كند و نه دلسوزى كه او را غمخوارى نمايد ، و بىرحمان اين امّت به او رحم ننمايند و پاس حرمت او ندارند ، و او فرياد كند كه يا أبتاه و يا محمّداه ، هيچكس به فرياد او نرسد ، چندان كه تضرّع و زارى كند هيچكس او را يارى نكند . و پيوسته بعد از من محزون و دردناك و مكروب و غمناك گريه و زارى و ناله و بىقرارى نمايد ، گاهى انقطاع وحى را به ياد آورد و آه جانسوز از دل پرغم بركشد ، و زمانى صحبت مرا به خاطر گذراند و آتش حسرت از كانون سينهاش مشتعل گردد ، چون شب گوش دهد و آواز تلاوت قرآن مرا كه در نماز تهجّد مىخواندم نشنود ، زار زار بنالد و ياد عزّت و دولت زمان پدر بزرگوار كند و بر مذلّت و خوارى خود نوحه كند ، در آن وقت حق سبحانه و تعالى كرّوبيان ملأ اعلا را و قدسيان عالم بالا را مونس او گرداند و به دلدارى او بفرستد و او را ندا كند به ندائى كه مريم دختر عمران را كرده : « يا فاطمة اقنتي لربّك و اسجدي و اركعي مع الرّاكعين » يعنى : « اى فاطمه ! قنوت و خضوع كن براى پروردگار خود ، و سجده كن و ركوع كن با ركوع كنندگان » .
آنگاه از آن جراحتى كه از بدترين خلق خدا عمر بن الخطّاب خورده باشد ، صاحب فراش گردد ، و وجع او اشتداد نمايد و بر فراش درد و الم بىكس و غريب بخوابد ، حق سبحانه و تعالى مريم مادر عيسى را به پرستارى او بفرستد كه در وحشت و بىكسى انيس او باشد و در مرض و الم تيمار او نمايد ، چون از مرض و الم جفاى امّت به تنگ آيد ، دست نياز بردارد كه بار خدايا مشتاق لقاى تو گرديدهام ، و از زندگانى سير گشتهام ، و از جفاى اين امّت به تنگ آمدهام ، و از محنتهاى دنياى غدّار ملول گشتهام ، و از مفارقت پدر بزرگوار بىطاقت گرديدهام ، مرا در روضات رضوان و غرفات جنان به پدر خود ملحق گردان .
پس حق سبحانه و تعالى او را به نزد من آورد ، و اوّل كسى كه از اهل بيت رسالت به من
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤١