پس حق تعالى فرمايد : فايده نمىكند شما را اين سخنان ، چون ستم كردهايد بر خود و همه در عذاب شريكيد ، پس در اين وقت نداى وا ويلاه و وا ثبوراه برآوردند و آيند به نزد حوض كوثر سؤال كنند از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حافظان ملائكه نزد او باشند و گويند : عفو كن از ما و ما را آب ده و از عذاب خلاص كن . حضرت به ايشان گويد : برگرديد تشنه لب بسوى آتش جهنّم كه نيست شراب شما امروز مگر از حميم و غسلين ، نفع نمىبخشد شما را شفاعت شافعين « 1 » . ابن بابويه به سند معتبر از ابن عبّاس روايت كرده است كه : روزى سيّد انبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جمعى از اصحاب در مسجد نشسته بودند ، ناگاه حضرت امام حسن عليه السّلام از در درآمد ، چون نظر مبارك سيّد عالم بر او افتاد بسيار گريست ، فرمود : « اليّ يا بنيّ » بسوى من آى اى فرزند من و اى انيس دل مستمند ، آن شاهزاده را بر زانوى راست خود بنشاند . چون زمانى شد حضرت سيّد الشّهداء امام حسين عليه السّلام از در درآمد ، خواجهء عالم چون بر وى نظر كرد قطرات عبرات از ديده بباريد ، فرمود : اى نور ديده و اى سرور سينهء من نزديك بيا ، و آن امام مظلوم را بر زانوى چپ خود نشانيد . بعد از ساعتى خورشيد افق عصمت و جلالت انسيّهء حوراء فاطمهء زهراء عليها السّلام حاضر شد ، چون نظر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر وى افتاد ، بىاختيار گريه آغاز كرد و فرمود : اى فرزند گرامى نزديك من بيا ، و آن جناب را در مقابل خود نشانيد . چون لحظهاى گذشت ، حضرت سيّد اوصياء على مرتضى عليه السّلام مانند خورشيد تابان از در مسجد داخل شد ، چون آن جناب را ديد ، اشك حسرت از ديدهء مبارك باريد و گفت : اى پسر عم و اى انيس دل پرغم نزديك من آى ، و آن سرور اصحاب اليمين را در پهلوى راست خود نشانيد . اصحاب گفتند : يا رسول اللّه سبب چه بود كه هر يك از شموس فلك عصمت و طهارت را كه ديدى بگريستى ؟ سيّد عالم فرمود كه : به حق آن خداوندى كه مرا به راستى به خلق فرستاده و از جميع عالميان و آدميان مرا برگزيده ، سوگند مىخورم به خداوند عالميان كه من و اين چهار گوهر صدف عصمت و طهارت گرامىترين خلقيم نزد حق تعالى و او را
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٩
هامش
( 1 ) كامل الزيارات 332 .