تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
حكم تو را در حق ايشان ، پس به عرصهء محشر درآيد و حكم نمايد كه ستمكاران او و فرزندان او را داخل جهنّم كنند . پس ستمكاران اهل بيت اخيار - يعنى عمر - فرياد برآورد كه : زهى حسرت بر آنچه تقصير كردم در اطاعت خدا و رعايت دوستان خدا ، و آرزو كند كه به دنيا برگردد و تدارك كند ، و انگشت خود را به دندان گزد و گويد : كاش با پيغمبر راهى درست كرده بودم ، و گويد : واى بر من كاش ابو بكر را يار خود نكرده بودم ، و با ابو بكر گويد : كاش ميان من و تو دورى مىبود مانند دورى مشرق و مغرب ، پس بد قرينى بودى از براى من . پس حق تعالى ايشان را ندا كند كه : امروز اين سخنان شما را نفعى نمىبخشد و همه در عذاب شريكيد ، پس ستمكار گويد كه : تو امروز حكم مىكنى ميان بندگان خود در آنچه پيشتر اختلاف در آن مىكردند يا ديگران در آن حكم مىكنند ، پس ندا رسد به ابو بكر و عمر كه : لعنت خدا بر ستمكاران است ، آنهائى كه منع مىكردند مردم را از راه خدا - يعنى از متابعت امير المؤمنين عليه السّلام ولىّ خدا - و راه خدا را به مردم كج مىنمودند ، و اعتقاد به قيامت نداشتند . و اوّل كسى را كه در قيامت براى او حكم خواهند كرد ، محسن فرزند على عليه السّلام خواهد بود ، كه حكم خواهد كرد در كشندهء او عمر بن الخطّاب ، و بعد از او در قنفذ كه به امر او رفت و در بر شكم فاطمه زد و محسن او را شهيد كرد ، پس آن دو ملعون را حاضر كنند و تازيانه‌هاى آتش بر ايشان بزنند ، كه اگر يكى از آنها بر دريا واقع شود همه به جوش آيند از مشرق تا مغرب ، و اگر بر كوههاى دنيا بگذارند هرآينه خاكستر شوند . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نزد عرش حق تعالى به دو زانو در آيد و با ستمكاران خود خصمى نمايد خصوصا معاويه ، پس ابو بكر و عمر و معاويه را به چاهى اندازند از چاههاى جهنّم ، و سر آن چاه را بپوشند ، كسى آنها را نبيند و آنها كسى را نبينند ، پس گويند آن جماعتى كه ولايت و محبّت ايشان را اختيار كرده بودند : اى پروردگار ما بنما به ما آن دو كس را كه گمراه كردند ما را از جن و انس - يعنى ابو بكر و عمر - تا ايشان را در زير پاهاى خود قرار دهيم ، تا آنكه از ما پست‌تر باشند ، و عذاب ايشان از ما شديدتر باشد .