كرده بودند كه عدد آن ملائكه را به غير از خدا كسى نمىدانست .
پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : اى پروردگار من اين مرد از براى كه غضب خواهد كرد ؟ و از براى كه مهيّا گردانيدهاى اين جماعت بسيار را كه بر دور اويند ؟ و حال آنكه مرا وعدهء نصرت كردهاى و من منتظر يارى تو هستم ، اين جماعت كه حال ايشان را بيان كردى ياران من و اهل بيت منند ، و مرا خبر دادى به ستمهائى كه بعد از من به ايشان خواهد رسيد ، اگر خواهى مىتوانى كه مرا يارى دهى در حق ايشان بر آنهائى كه بر ايشان ستم كنند و حال آنكه انقياد كردم امر تو را و قبول كردم و راضى شدم ، از تو مىطلبم توفيق و رضا و يارى بر صبر را .
پس خطاب رسيد به من كه : امّا برادر تو پس جزاى او نزد من آن است كه جنّة المأوى را به او عطا كنم به صبرى كه بر اين مصائب مىكند ، و حجّت او را بر خلايق غالب گردانم در روز قيامت ، و حوض كوثر را به او واگذارم كه دوستان شما را از آن آب دهد و منع كند از آن دشمنان شما را ، و جهنّم را بر او سرد و سلامت گردانم ، داخل جهنّم شود و بيرون آورد از آن هر كه را در دل به قدر سنگينى ذرّهاى از محبّت او بوده باشد ، و منزلت شماها همه را در يك درجهء بهشت قرار دهم .
امّا آن دو پسر مظلوم مقتول شهيد را ، پس در روز قيامت عرش خود را به ايشان زينت دهم ، و ايشان را در قيامت آن قدر كرامت عطا كنم كه در خاطر كسى خطور نكرده باشد به سبب آن بلاها كه به ايشان رسد ، و زيارت كنندگان ايشان را گرامى دارم ، زيرا كه زيارت كنندگان ايشان زيارت كنندگان تواند ، و زيارت كنندگان تو زيارت كنندگان منند ، و بر من لازم است كه زيارت كنندگان خود را گرامى دارم ، و هر چه سؤال مىكنند ايشان را عطا مىكنم ، و ايشان را در قيامت جزائى بدهم كه آرزوى حال ايشان كند هر كه بر احوال ايشان مطّلع گردد .
امّا دختر تو پس در روز قيامت او را در نزد عرش خود بازمىدارم ، و او را ندا مىكنم كه :
حق تعالى تو را حاكم گردانيده است بر خلق خود ، پس هر كه ستم كرده است بر تو يا فرزندان تو ، پس حكم كن در حق ايشان به آنچه خواهى ، به درستى كه من اجازت مىكنم
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٧