اذان را كه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت ، پس اذان را قطع كرد و تمام نكرد . پس حضرت فاطمه عليها السّلام به هوش آمد و بلال را فرمود كه : اذان را تمام كن ، او نكرد و گفت : اى بهترين زنان ، بر تو مىترسم كه چون صداى مرا بشنوى به اذان هلاك شوى ، پس حضرت فاطمه او را معاف داشت « 1 » . ابن قولويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به معراج بردند ، حق تعالى به او وحى كرد كه : من تو را امتحان مىنمايم در سه چيز تا نظر كنم كه صبر تو چگونه است ، حضرت فرمود : تسليم مىكنم پروردگارا امر تو را و مرا حولى و قوّتى نيست مگر به تو . پرسيد كه : آن سه چيز كدام است ؟ حق تعالى ندا فرمود كه : اوّل آن است كه خود و عيال و اهل خود را گرسنه بدارى و فقيران و محتاجان امّت را بر خود و ايشان اختيار نمائى ، حضرت فرمود كه : قبول كردم اى پروردگار من و راضى شدم و تسليم كردم ، از تو مىطلبم توفيق و صبر را . امّا دوّم آن است كه صبر نمائى بر تكذيب امّت ، و ترس و بيم بسيار از ايشان ، و آنكه جان خود را در راه رضاى من بذل كنى ، و با كافران محاربه نمائى به جان و مال خود و صبر نمائى بر آنچه از ايشان به تو مىرسد از آزار و اذيّت از اهل نفاق ، و بر المها و جراحتهائى كه در جنگ به تو رسد . حضرت گفت : پروردگارا قبول كردم ، و راضى شدم و انقياد نمودم ، از تو مىطلبم توفيق و صبر را . پس حق تعالى فرمود كه : امّا سوّم آن است كه به اهل بيت تو خواهد رسيد بعد از تو كشته شدن ، امّا علىّ بن أبي طالب برادر تو پس خواهد يافت از امّت تو دشنام و عنف و درشتى و سرزنش ، و محروم خواهند كرد او را از حق خود ، و به مشقّت و تعب خواهند افكند او را ، و ستم بر او خواهند كرد ، و در آخر كار او را شهيد خواهند كرد . حضرت فرمود : پروردگارا قبول كردم و انقياد نمودم ، از تو توفيق و صبر مىطلبم . و امّا دختر تو پس مظلوم خواهد شد ، و او را از ميراث تو محروم خواهند كرد ، و غصب خواهند نمود از او حقّى را كه تو از براى او قرار
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٥
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه 1 / 297 .