فاطمه بود ، امر كرد درخت طوبى را كه بردارد از حلى و حلل و مرواريد و ياقوت ، پس بر ايشان نثار كرد و حوريان بهشت آن نثارها را ربودند ، و هر كه بيشتر و بهتر برداشته است فخر مىكند تا روز قيامت و مىگويد كه : اين نثار فاطمه است . چون شب زفاف شد ، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با هفتاد هزار ملك به زير آمدند و « دلدل » را براى فاطمه آوردند ، و جبرئيل لجام آن را گرفت و اسرافيل ركاب را گرفت و ميكائيل ايستاده بود در پهلوى دلدل و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جامههاى او را درست مىكرد ، پس جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و جميع ملائكه تكبير گفتند ، و سنّت جارى شد در تكبير گفتن در زفاف تا روز قيامت « 1 » . و صاحب كتاب فردوس الاخبار كه از مشاهير مخالفان است از ابن عبّاس روايت كرده است كه : حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با على بن أبي طالب عليه السّلام فرمود كه : يا على حق تعالى فاطمه را به تو تزويج نمود ، زمين را مهر او گردانيد ، پس هر كه بر روى زمين راه رود و دشمن تو باشد ، حرام بر روى زمين راه رفته « 2 » . در كشف الغمّه از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت فاطمه عليها السّلام شكايت كرد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه هر چه به هم مىرساند ميان فقرا و مساكين قسمت مىكند ، حضرت فرمود كه : اى فاطمه مىخواهى كه مرا به خشم آورى در باب برادرم و پسر عمّم ، به درستى كه خشم او خشم من است ، و خشم من خشم خداست ، پس حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود : پناه مىبرم به خدا از غضب خدا و رسول « 3 » . كلينى به سندهاى معتبر از امام محمّد باقر و حضرت صادق عليهما السّلام روايت كرده است كه : حضرت امير عليه السّلام فاطمه عليها السّلام را تزويج نمود به برد كهنه و زرهى كه سى درهم مىارزيد و فراشى از پوست گوسفند كه هرگاه مىخواستند بخوابند مىگردانيدند و بر روى پشم آن مىخوابيدند « 4 » . ايضا به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به نزد فاطمه عليها السّلام
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٧
هامش
( 1 ) كشف الغمّه 1 / 378 .
( 2 ) كشف الغمّه 2 / 100 .
( 3 ) كشف الغمّه 2 / 101 .
( 4 ) كافى 5 / 377 .