رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را به على تزويج كرد ، به نزد فاطمه مىآمد او مىگريست ، پرسيد كه : سبب گريهء تو چيست ؟ به خدا سوگند كه اگر در ميان اهل بيت من از او بهتر كسى مىبود هرآينه تو را به او تزويج مىكردم ، و من تو را به او تزويج نكردم و ليكن حق تعالى تو را به او تزويج كرد ، و خمس را مهر تو گردانيد مادام كه آسمان و زمين باقى است .
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا فرمود كه : يا على برخيز و زره را به فروش ، پس برخاستم و قيمت آن را گرفتم ، به خدمت آن حضرت آوردم ، زرها را در دامن آن حضرت ريختم ، آن حضرت از من نپرسيد كه چند است من نيز نگفتم ، پس يك كف از آن زر گرفت بلال را طلبيد به او داد و گفت : از براى فاطمه بوى خوشى بگير ، پس دو كف از آن دراهم برگرفت و به أبو بكر داد فرمود كه : برو به بازار و از براى فاطمه بگير آنچه او را در كار است از جامه و اثاث البيت ، عمّار بن ياسر و جمعى از صحابه را از پى او فرستاد ، همگى به بازار در آمدند . پس هر يك از ايشان چيزى را كه اختيار مىكردند ، به أبو بكر مىنمودند و به مصلحت او مىخريدند .
پس پيراهنى خريدند به هفت درهم ، و مقنعهاى به چهار درهم ، و قطيفهاى سياه خيبرى ، و كرسى كه ميانش را از ليف خرما بافته بودند ، و دو نهالى گرفتند از جامههاى مصرى كه ميان يكى را از ليف خرما پر كرده بودند و ديگر پر از پشم ، و چهار بالش گرفتند از پوست طائف كه ميانش را از علف اذخر پر كرده بودند ، و پردهاى از پشم ، و حصير هجرى ، و دست آسيائى ، و باديهء مصرى ، و ظرفى براى آب خوردن از پوست ، كاسهء چوبى براى شير ، و مشكى از براى آب ، و مطهرهاى به قير اندوده ، و سبوى سبزى ، و كوزهها از سفال .
چون همهء اسباب را خريدند ، بعضى را أبو بكر برداشت و هر يك از صحابه بعضى را برداشتند به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آوردند ، حضرت هر يك از آنها را به دست مىگرفت و ملاحظه مىنمود و مىفرمود : خداوندا مبارك گردان اين را بر اهل بيت من . و به روايت ديگر : آب از ديدهء مباركش ريخت ، و سر به جانب آسمان بلند كرد و فرمود :
خداوندا بركت ده براى گروهى كه بيشتر ظرفهاى ايشان سفال است .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٩