تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

مردم فاطمه را به من تزويج كند . چون ايشان اين خبر را شنيدند به ظاهر اظهار خشنودى كردند و به مسجد برگشتند . حضرت امير عليه السّلام فرمود : ما هنوز به ميان مسجد نرسيده بوديم كه پيغمبر به ما ملحق شد ، و از روى مباركش آثار شادى ظاهر بود ، و بلال را فرمود كه ندا كند مهاجر و انصار را كه جمع شوند . چون جمع شدند بر يك پايهء منبر بالا رفت ، حمد و ثناى حق تعالى ادا كرد و فرمود كه : اى گروه مسلمانان در اين زودى جبرئيل نزد من آمد و خبر داد مرا كه حق تعالى ملائكه را نزد بيت المعمور جمع كرد ، و همه را گواه گرفت بر آنكه تزويج كرد كنيز خود فاطمه دختر رسول را به بندهء خود على بن أبي طالب ، و مرا امر كرد فاطمه را در زمين به او تزويج كنم ، و شما را گواه مىگيرم بر اين . پس نشست و به على فرمود كه : اى ابو الحسن برخيز و خواستگارى كن فاطمه را براى خود ، پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام برخاست و خطبه‌اى در نهايت فصاحت و بلاغت ادا كرد . بعضى از آن خطبه اين است : حمد مىكنم خدا را براى شكر نعمتها و احسانهاى او ، و گواهى مىدهم به وحدانيّت خدا شهادتى كه موجب رضاى او گردد ، و صلوات مىفرستم بر محمّد و آل او صلواتى كه موجب مزيد منزلت او شود ، بدانيد كه نكاح از جمله چيزهائى است كه حق تعالى امر كرده است به آن و پسنديده است آن را ، و اين مجلس و مجمع ما به قضا و قدر حق تعالى مرتّب گرديده است ، به تحقيق كه تزويج كرد به من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دختر خود فاطمه را ، و مهر او را اين زره من گردانيد - به روايتى ديگر : پانصد درهم گردانيد - و من راضى شدم به اين ، پس از او بپرسيد و گواه شويد . پس مسلمانان از حضرت پرسيدند كه : آيا تزويج كردى فاطمه را به او يا رسول اللّه ؟ حضرت فرمود : بلى ، مسلمانان گفتند كه : خدا بركت دهد براى ايشان و شمل ايشان را جمع كند ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خانهء ازواج خود برگشت « 1 » . شيخ طوسى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون

هامش
( 1 ) كشف الغمّه 1 / 363 .