پنهان كردهام از فرزندان خود ، فرمود : بياور اى دختر . چون سر كاسه را برداشت به قدرت حق تعالى آن كاسه پر از نان و گوشت شده بود . چون فاطمه آن حالت را مشاهده كرد متحيّر شد دانست كه از جانب حق تعالى است ، پس حمد الهى بجا آورد و صلوات بر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاد ، آن طعام را به نزد آن حضرت آورد ، چون حضرت آن كاسهء پر از طعام را ديد ، شكر حق تعالى به تقديم رسانيد ، پرسيد كه : از كجا آوردهاى اين طعام را ؟ فاطمه گفت : از نزد حق تعالى آمده است ، به درستى كه حق تعالى روزى مىدهد هر كه را مىخواهد بىحساب ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام و جميع زنان آن حضرت از آن طعام تناول كردند تا سير شدند ، فاطمه عليها السّلام فرمود : آن كاسه به حال خود ماند و هيچ كم نشد تا آنكه جميع همسايگان خود را از آن سير كردم ، و حق تعالى در آن خير و بركت بسيار كرامت فرمود « 1 » . ايضا روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه : چون خديجه از دار دنيا به دار بقا رحلت فرمود ، فاطمه نزديك پدر خود آمد اضطراب مىكرد و مىپرسيد كه : مادر من كجاست ؟ حضرت جواب او نمىفرمود ، فاطمه پيوسته مىگشت و از اهل خانه سؤال مىكرد كه : مادر من كجاست ؟ حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىدانست كه چه جواب گويد او را ، در آن حال جبرئيل از جانب ملك جليل نازل شد و گفت : پروردگار تو امر مىكند تو را كه سلام او را به فاطمه برسانى و بگوئى به او كه : مادر تو در خانهاى است از خانههاى بهشت كه از نى ساختهاند ، و نىها را در طلا نصب كردهاند ، و عمودهاى آن از ياقوت سرخ است ، و در ميان قصر آسيه زن فرعون و مريم دختر عمران است ، فاطمه گفت : حق تعالى سالم است از نقصها و عيبها ، و سلامتيها از اوست ، و سلامها و تحيّتها به او برمىگردد « 2 » . ايضا روايت كرده است كه : چون فاطمه عليها السّلام از دنيا مفارقت كرد ، ام ايمن خادمهء آن حضرت سوگند ياد كرد در مدينه نماند ، زيرا كه نمىتواند جاى آن حضرت را خالى ببيند .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٥
هامش
( 1 ) خرايج 2 / 528 .
( 2 ) خرايج 2 / 529 .