تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

يعنى : اى فاطمه به درستى كه حق تعالى تو را برگزيد و مطهّر و پاكيزه گردانيد ، و اختيار كرد تو را بر زنان عالميان . پس متوجّه امير المؤمنين عليه السّلام و فرمود : يا على ! فاطمه پارهء تن من است و نور ديدهء من است و ميوهء دل من است ، مرا آزرده مىكند هر چه او را آزرده مىكند و مرا شاد مىگرداند هر چه او را شاد مىكند ، و اوّل كسى كه از اهل بيت من به من ملحق مىشود او خواهد بود ، پس بعد از من به او نيكو سلوك كن . امام حسن و امام حسين پس ايشان پسران منند ، و دو گل بوستان منند ، و بهترين جوانان بهشتند ، پس بايد كه ايشان را گرامى دارى مانند چشم و گوش خود . پس آن جناب دست به جانب آسمان بلند كرد و فرمود : خداوندا ! من تو را گواه مىگيرم كه من دوست مىدارم كسى را كه ايشان را دوست دارد ، و دشمن مىدارم كسى را كه ايشان را دشمن دارد ، و صلحم با كسى كه با ايشان صلح است ، و جنگم با كسى كه با ايشان جنگ است ، و يارم با كسى كه با ايشان يار است « 1 » . ايضا به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : دختران پيغمبران حائض نمىشوند ، به درستى كه حيض عقوبتى است براى زنان ، و اوّل كسى كه از زنان نيكو حائض شد ساره بود « 2 » . شيخ طوسى به سند مخالفان از عايشه روايت كرده است كه او مىگفت : نديده‌ام احدى از مردمان را كه در گفتار و سخن شبيه‌تر باشد از فاطمه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، چون فاطمه به نزد آن حضرت مىآمد او را مرحبا مىگفت و دستهاى او را مىبوسيد و در جاى خود مىنشاند ، چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خانهء فاطمه عليها السّلام مىرفت ، برمىخاست و استقبال آن حضرت مىكرد و مرحبا مىگفت و دستهاى آن حضرت را مىبوسيد . در مرض وفات حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه به نزد آن حضرت آمد و حضرت با او رازى گفت كه فاطمه گريان شد ، پس رازى ديگر به او گفت او خندان شد ، پس من در خاطر خود گفتم : من فاطمه را بهتر از زنان مىدانستم ، اكنون دانستم كه او نيز مثل زنان

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 393 .
( 2 ) علل الشرايع 290 .