تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

بوده است ؟ حضرت فرمود : مريم بهترين زنان اهل زمان خود بود ، و فاطمه بهترين زنان بهشت است از اوّلين و آخرين ، پرسيدند كه : قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمودند : حسن و حسين بهترين جوانان اهل بهشتند چگونه است ؟ فرمود : به خدا سوگند كه ايشان بهترين جوانان اهل بهشتند از گذشتگان و آيندگان « 1 » . ايضا به سند صحيح روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از سفرى مراجعت مىفرمودند ، اوّل به خانهء فاطمه عليها السّلام تشريف مىبردند و مدّتى مىماندند و بعد از آن به خانهء زنان خود مىرفتند ، پس در بعضى از سفرهاى آن حضرت جناب فاطمه عليها السّلام دو دست رنج و قلاده و گوشواره از نقره ساختند و پرده‌اى بر در خانه آويختند ، چون آن جناب مراجعت فرمودند و به خانهء فاطمه عليها السّلام داخل شدند و صحابه بر در خانه توقّف نمودند و آن حال را مشاهده فرمودند ، غضبناك بيرون رفتند و به مسجد در آمدند و به نزد منبر نشستند ، فاطمه عليها السّلام گمان بردند كه براى آن زينتها رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين به غضب آمدند ، پس گردن بند و دست رنجها و گوشواره‌ها را كندند و پرده را گشودند و همه را به نزد آن جناب فرستادند ، و به آن شخص كه آنها را برد گفت : بگو به حضرت كه دخترت سلام مىرساند و مىگويد : اينها را در راه خدا بده . چون به نزد آن جناب آوردند ، سه مرتبه فرمود : كرد آنچه مىخواستم ، پدرش فداى او باد ، دنيا از محمّد و آل محمّد نيست ، اگر دنيا در خوبى نزد خدا برابر پر پشه‌اى مىبود خدا در دنيا كافران را شربتى آب نمىداد ، پس برخاستند و به خانهء فاطمه داخل شدند « 2 » . ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى فاطمه عليها السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد كه : اى پدر ! در روز قيامت تو را كجا ملاقات كنم ؟ فرمود : اى فاطمه نزد در بهشت در وقتى كه علم حمد با من باشد ، و شفاعت كنم براى امّت خود به سوى پروردگار خود ، گفت : اى پدر اگر تو را آنجا نيابم در كجا تو را طلب كنم ؟ فرمود : نزد حوض كوثر در وقتى كه امّت خود را آب دهم از آن حوض ، گفت : اى پدر اگر آنجا نيابم در كجا تو را طلب كنم ؟ فرمود : نزد صراط وقتى كه ايستاده باشم و بگويم :

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 109 .
( 2 ) امالى شيخ صدوق 194 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 169 | العلامة المجلسي