تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

انور آن حضرت بود تا آنكه حضرت امام حسين عليه السّلام متولّد شد ، آن نور به جبين آن حضرت منتقل شد ، و پيوسته آن نور با ما هست و از امامى به امامى ديگر منتقل مىشود تا روز قيامت « 1 » . ايضا به سند معتبر روايت كرده است كه از آن حضرت پرسيدند : به چه سبب حضرت فاطمه عليها السّلام را زهرا گفتند ؟ فرمود : زيرا كه حق تعالى آن حضرت را آفريد از نور عظمت خود ، چون او را آفريد آسمانها و زمين از نور روى او روشن گرديد و ديده‌هاى ملائكه را خيره گردانيد ، و همگى براى حق تعالى به سجده افتادند و گفتند : اى خداى ما و بزرگ ما ! اين چه نور است ؟ حق تعالى وحى كرد به ايشان كه : نورى است كه از نور خود آفريده‌ام ، و در آسمان ساكن گردانيده‌ام ، و از عظمت خود او را خلق كرده‌ام ، و بيرون خواهم آورد او را از صلب پيغمبرى از پيغمبران خود كه او را زيادتى داده‌ام بر جميع پيغمبران ، و از اين نور بيرون خواهم آورد پيشوايان دين را كه قيام نمايند به امر من و هدايت كنند مردم را به دين حق ، و آنها را خليفه‌هاى خود گردانم در زمين بعد از آنكه وحى من منقطع شود « 2 » . ايضا به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه : فاطمه عليها السّلام را به آن سبب زهرا ناميدند كه چون در محراب خود به عبادت مىايستاد ، نور او اهل آسمان را روشنى مىبخشيد چنان كه ستارگان آسمان اهل زمين را روشنى مىدهند « 3 » . ايضا به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كرده است كه : حق تعالى چون مىدانست كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دختر از قبائل بسيار خواهد خواست و هر يك از ايشان طمع در خلافت آن حضرت خواهند كرد ، لذا چون فاطمه به وجود آمد او را فاطمه ناميد زيرا كه خبر داد كه خلافت آن حضرت در شوهر و فرزندان اوست ، به ولادت آن حضرت قطع طمع ديگران از خلافت شد زيرا كه فاطمه مشتق از « فطم » است به معنى قطع و بريدن است « 4 » . و ايضا به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت

هامش
( 1 ) علل الشرايع 180 .
( 2 ) علل الشرايع 179 .
( 3 ) معانى الاخبار 64 ؛ علل الشرايع 181 .
( 4 ) علل الشرايع 178 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 164 | العلامة المجلسي