تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
حساب روز جزا را آسان گردان . پس ام سلمه گفت : يا رسول اللّه چرا تو را غمگين مىيابم و رنگ مبارك تو را متغيّر مىبينم ؟ حضرت فرمود كه : جبرئيل در اين ساعت خبر مرگ مرا به من رسانيد ، پس سلام بر تو باد در دنيا كه بعد از اين روز هرگز صداى محمّد را نخواهى شنيد . ام سلمه چون اين خبر محنت اثر را از آن سرور شنيد ، خروش برآورد و گفت : وا حزنا بر تو ، اندوهى مرا رو داد يا محمّد كه ندامت و حسرت تدارك او نمىكند . پس حضرت فرمود : اى ام سلمه ! حبيب دل و نور ديدهء من فاطمه را طلب نما ، اين را گفت و مدهوش شد . چون فاطمهء زهرا به خانه در آمد پدر خود سيّد انبياء را بدان حال مشاهده نمود ، خروش برآورد و گفت : جانم فداى جان تو باد و رويم فداى روى تو باد ، اى پدر بزرگوار تو را چنان مىبينم كه عزم سفر آخرت دارى و لشكرهاى مرگ از هر سو تو را فرو گرفته‌اند ، آيا يك كلمه‌اى با فرزند مستمند خود سخن نمىگوئى و آتش حسرت او را به زلال بيان خود تسكين نمىدهى ؟ چون رسول خدا صداى غم‌زداى فرزند دلبند خود را شنيد ، ديدهء مبارك خود را گشود و گفت : اى دختر گرامى در اين زودى از تو مفارقت مىكنم و تو را وداع مىنمايم ، پس سلام بر تو باد . فاطمه عليها السّلام چون اين خبر وحشت اثر را از سيّد بشر شنيد ، آه حسرت از دل پردرد برآورد و گفت : اى پدر بزرگوار ! در روز قيامت كجا تو را ملاقات كنم ؟ حضرت فرمود : در آنجا كه خلايق را حساب مىكنند . فاطمه عليها السّلام گفت كه : اگر آنجا تو را نبينم كجا تو را بجويم ؟ فرمود كه : در مقام محمود كه خدا مرا وعده داده است كه در آنجا گناهكاران امّت خود را شفاعت خواهم كرد ، فاطمه عليها السّلام گفت كه : اگر آنجا تو را نيز نيابم چه كنم ؟ فرمود كه : مرا نزد صراط طلب كن ، در هنگامى كه امّت من از صراط گذرند من ايستاده باشم و جبرئيل در جانب راست من و ميكائيل در جانب چپ من و ساير ملائكهء حق تعالى در پيش رو و پس سر من ايستاده باشند ، همه به درگاه قاضى الحاجات تضرّع نمايند و دعا كنند كه : پروردگارا امّت محمّد را به سلامت از صراط بگذران و حساب را بر ايشان آسان گردان . پس فاطمه عليها السّلام پرسيد كه : مادر من خديجهء كبرى كجاست ؟ حضرت فرمود : در