كجا ساكن شوم ؟ حضرت فرمود كه : در هر خانه كه خواهى ساكن شو و تو را در حجره حقّى نيست ، در خانهء خود قرار گير و به روش اهل كفر و جاهليّت از خانه بيرون مرو ، و با مولاى خود و اولى به امر خود قتال مكن از روى ستم و شقاق و نفاق ؛ دانم كه خواهى كرد . چون اين سخن به عمر رسيد حفصه را گفت : با عايشه بگو كه در باب على با محمّد معارضه مكن كه ديوانهء محبّت او شده است در حال حيات و نزد وفات ، خاطر جمع دار كه خانه از توست ، كسى تو را از خانه بيرون نمىتواند كرد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : ما در آن شب نزديك آن حضرت نشسته بوديم و جامهء نازكى بر روى آن سرور افكنده بودند و متوجّه عالم قدس بود ، اهل بيت رسالت مشغول گريه و زارى بودند و « انّا للّه و انّا اليه راجعون » مىگفتند ، ناگاه آن حضرت به سخن در آمد و گفت : سفيد شد روئى چند و سياه شد روئى چند ، جماعتى سعادتمند شدند و گروهى بدبخت ، اصحاب عبا پنج نفرند و من سرور ايشانم و ايشانند اهل بيت من و مقرّبان درگاه آله ؛ سعادتمند خواهد شد هر كه متابعت و پيروى ايشان نمايد بر دين من و دين پدران من ؛ پروردگارا به عمل آوردى وعدههاى خود را در حق اهل بيت من تا روز قيامت ؛ لب تشنه و رو سياه به جهنّم رفتند آنان كه ثقل اكبر ( يعنى قرآن ) را دريدند و ضايع كردند ، و ثقل اصغر را كه اهل بيت منند از جاى خود دور كردند و حساب ايشان با خداست ؛ هر كس در گرو كردار خود است . بعد از اين دو منافق سوّمى و چهارمى خواهند بود روهاى ايشان سياه كه مالها جمع خواهند كرد و مردم را به سوى جهنّم خواهند كشيد ، و در زمان ايشان كتاب خدا مندرس خواهد گرديد ، و در خانهء اهل بيت رسالت مهجور و متروك خواهد بود ، و حكمها به نادانى خواهند كرد ؛ دشمن على و آل على در جهنّمند ، و دوست على و آل على در بهشت . پس آن حضرت ساعتى ساكت شد و روح مقدّسش به كنگرهء عرش قرب ملك منّان و رياض خلد جاودان پرواز نمود و با رفيقان اعلى از انبياء و اولياء و شهداء ملحق گرديد « 1 » . ايضاً كلينى رضى اللّه عنه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه جبرئيل امين
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٦
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 22 / 494 .