تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

هر چه خواهى بپرس كه جواب تو خواهم گفت ان شاء اللّه تعالى . يا على آنچه گفتم قبول كردى ؟ گفت : بلى ، آنگاه گفت : خداوندا تو گواه باش . پس گفت : يا على چه خواهى كرد اگر اين گروه بر تو امير شوند بعد از من و بر تو پيشى گيرند و أبو بكر طاغى بفرستد و تو را به سوى بيعت خود بخواند ؛ چون ابا كنى گريبان تو را بگيرد ، مخذول و اندوهناك و مهموم و بىيار و ياور به سوى آن لعين ببرند ، بعد از آن مذلّت و خوارى جگرگوشهء من فاطمه را فروگيرد . چون فاطمه اين سخنان جانسوز را استماع نمود ، فرياد برآورد ، گريان و نالان شد . حضرت رسالت از گريهء سيّدهء نساء گريان شد ، پس گفت : اى دختر گرامى گريه مكن ، همنشينان و ياران خود را كه ملائكهء پروردگارند اذيّت مرسان ، اينك جبرئيل جليل و ميكائيل با تعجيل و صاحب سرّ خدا اسرافيل از گريهء تو گريان شدند ، اى فرزند پسنديده و نور ديده گريه مكن كه آسمانها و زمين را به ناله و فغان آوردى ، و ديدهء مهر و ماه را از آه حسرت مقرّبان درگاه احديّت تيره گردانيدى . پس حضرت امير عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه ! اگر ياور نيابم صبر مىكنم و با ايشان بيعت نمىكنم ، و ليكن تا ياور نيابم با ايشان قتال نخواهم كرد ، چون ياور و مددكار يافتم با ايشان قتال خواهم كرد . پس حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : خداوندا ! تو گواه باش ، آنگاه گفت : يا على چه خواهى كرد با قرآن ؟ حضرت امير گفت : يا رسول اللّه قرآن را جمع خواهم كرد و به سوى ايشان خواهم برد ، اگر قبول نكنند خدا و تو را بر ايشان گواه خواهم گردانيد . پس حضرت رسالت فرمود كه : يا على چون مرا غسل دهى ، در همان خانه كه قبض روح من شده است مرا دفن كن ، در سه جامه كه يكى جامهء يمنى باشد مرا كفن كن ، و غير تو كسى در قبر من در نيايد . چون از غسل فارغ شوى صبر كن تا جبرئيل تو را رخصت دهد ، پس با فاطمه و حسن و حسين بر من نماز كنيد و هفتاد و پنج تكبير بر من بگوئيد ، پس مردان اهل بيت من بر من فوج فوج نماز كنند ، پس زنان ايشان ، پس ساير مردم « 1 » . در آن وقت عايشه رسيد و گفت : يا رسول اللّه ! هرگاه تو را در حجرهء من دفن كنند من در

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 22 / 492 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 105 | العلامة المجلسي