تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠

محمد بن عيسى بحرينى

و ديگر حكايتى است كه : يكى از افاضل كرام و ثقات اعلام به من خبر داد . او ميگفت : شخصى كه من به او اطمينان دارم اين حكايت را از كسى كه او را موثق ميدانست و بسيار ميستود ، نقل كرد و گفت : موقعى كه شهر بحرين در تصرف فرنگيان بود ، شخصى از مسلمين را بحكومت آنجا گماشتند تا موجب آبادى بيشتر آنجا شود و بهتر بتواند به وضع اهالى رسيدگى كند . اين والى مردى ناصبى بود . بعلاوه وزيرى داشت كه تعصبش از وى بيشتر بود وزير نسبت باهل بحرين كه دوست‌دار اهل بيت بودند ، اظهار دشمنى ميكرد ، و براى نابودى و زيان رساندن به آنها حيله‌ها ميانگيخت . يك روز وزير در حالى كه انارى در دست داشت نزد والى رفت و انار را به او داد . والى ديد بر روى پوست انار نوشته است : لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه ابو بكر و عمر و عثمان و على خلفاء رسول اللَّه . وقتى بدقت آن را نگريست ، ديد كه اين عبارت بطور طبيعى در پوست انار نوشته شده ، بطورى كه گمان نميرفت ساختهء دست بشر باشد و از اين حيث در شگفت ماند ! والى بوزير گفت : اين دليل روشن و برهان محكمى است بر ابطال مذهب رافضىها ( شيعيان ) . نظر تو در بارهء مردم بحرين چيست ؟ . وزير گفت : اين جماعت متعصب ميباشند و منكر دلائل هستند ، امر كن آنها را حاضر نمايند و اين انار را به آنها نشان بده ، اگر پذيرفتند و بمذهب ما درآمدند شما ثواب فراوان برده‌ايد ، و چنانچه نپذيرفتند و همچنان بر گمراهى خود باقى ماندند ، آنها را در قبول يكى از سه چيز مخير گردان يا حاضر شوند با ذلت و خوارى - مثل يهود و نصارى - جزيه بدهند ، و يا جوابى براى اين دليل روشنى كه نمىتوان آن را ناديده گرفت بياورند ، و يا اينكه مردان آنها كشته شوند و زنان و اولاد ايشان اسير گردند و اموالشان را به غنيمت گيريم . والى رأى وزير را مورد تحسين قرار داد و فرستاد علما و افاضل و نيكان و