تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
آشكار سازد . گفت : اى محمد بن عيسى ! صاحب الامر من هستم . مقصودت را بگو ، گفت : اگر تو صاحب الامر ميباشى داستان مرا ميدانى و نيازى ندارى كه من آن را شرح بدهم . فرمود : آرى تو بخاطر مشكلى كه انار براى شما ايجاد كرده و مطلبى كه بر آن نوشته شده ، و تهديدى كه والى نموده است به بيابان آمده‌اى ! محمد بن عيسى وقتى اين را شنيد به طرف او رفت و عرضكرد : آرى اى آقاى من ! شما ميدانيد كه ما چه حالى داريم شما امام و پناهگاه ما ميباشيد و قادر هستيد كه اين خطر را از ما بر طرف سازيد ، بداد ما برس ! حضرت فرمود : اى محمد بن عيسى ! وزير ملعون درخت انارى در خانهء خود دارد . قالبى از گل به شكل انار در دو نصف ساخته و توى هر نصفى از آن قسمتى از آن كلمات را نوشته است ، آنگاه آن قالب گلى را روى انار نهاده و در وقتى كه انار كوچك بود توى آن گذاشته و آن را محكم بسته است . آنگاه بمرور كه انار بزرگ شده آن نوشته در پوست انار تأثير بخشيده تا به اين صورت درآمده است ! فردا ميروى نزد والى و بوى ميگوئى : جواب تو را آورده‌ام ولى حتما بايد در خانه وزير باشد وقتى بخانهء وزير رفتيد به سمت راست خود نگاه كن كه غرفه‌اى مىبينى . آنگاه بوالى بگو : جواب تو در همين غرفه است . وزير ميخواهد از نزديك شدن بغرفه سر باز زند ولى تو اصرار كن ! و سعى كن كه از آن بالا به روى ، وقتى ديدى وزير خودش بالا رفت تو هم با او بالا برو و او را تنها مگذار مبادا از تو جلو بيافتد ! هنگامى كه وارد غرفه شدى در ديوار آن سوراخى مىبينى كه كيسهء سفيدى در آن است . آن را بردار كه خواهى ديد قالب گلى انار كه براى اين نقشه ساخته است در آن كيسه است . سپس آن را جلو والى نهاده و انار معهود را در آن بگذار تا حقيقت مطلب براى او روشن گردد ! و نيز بوالى بگو : ما معجزهء ديگرى هم داريم و آن اينكه داخل اين انار جز خاكستر و دود چيزى نيست ، اگر ميخواهى صحت آن را بدانى بوزير بگو آن را