تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
حضرت صادق نشسته بوديم حضرت فرمود : صاحب اين امر غيبتى دارد كه بهنگام غيبت او بايد بنده خدا پناه به خدا ببرد و چنگ بدين خود بزند . هم در آن كتاب بسند ديگر اين روايت آمده است . نيز در غيبت نعمانى از ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه گفت : پدرم فرمود : ناچار براى ما است آذربايجان . هيچ چيز نميتواند با آن برابرى كند « 1 » وقتى چنين شد ، همچون گليم پاره‌هاى خانه‌هاى خود باشيد و مانند مادر جاى خود آرام گيريد ، تا موقعى كه شخص متحركى حركت كند آنگاه بسوى او بشتابيد هر چند مانند كودكان با دست و شكم راه برويد . به خدا قسم گويا او را در بين ركن و مقام مىبينم كه از مردم به شرط عمل كردن بكتاب جديدى « 2 » كه بر عرب دشوار است ؛ بيعت مىگيرد سپس حضرت فرمود : ويل لطغاة العرب من شر قد اقترب
هامش
( 1 ) متن عربى اين جمله اينست : « لا بدّ لنا آذربيجان لا يقوم لها شىء » عالم خبير متتبع مرحوم حاج ميرزا محمد قمى كه مصحح بحار چاپ امين الضرب بوده در حاشيهء اين روايت مينويسد : نسخه‌هائى كه نزد ما موجود است عبارت همين طور نوشته شده و شك نيست كه تغييرى در عبارت روى داده است . آنچه به نظر ميرسد اينست كه عبارت در اصل چنين بوده : « لا بد لنار امتحان لا يقوم لها شىء » ( يعنى ناچار بايد آتش امتحانى درگيرد كه هيچ چيز با آن برابرى نكند ) و هم اكنون غيبت نعمانى نزد من موجود نيست كه ببينم در آنجا چه نوشته است ؟ » مترجم مىگويد : ما غيبت نعمانى مطبوع را ديديم در آنجا نيز همين طور نوشته بود . با اين فرق كه اولا قبل از « آذربيجان » لفظ « من » بود و ثانيا در يك چاپ آن روى كلمهء آذربايجان نوشته است « نسخه » كه مىرساند اصلا كلمه « آذربايجان » در بعضى از نسخه‌ها نيست . اين جمله از اين روايت نيز وسيلهء خوبى براى سران حزب بهائى شده است . چون اين قسمتى از روايتى است كه در اواخر « باب سى و يكم » خواهد آمد ، براى اطلاع از چگونگى امر و معنى حديث ، پاورقى ما را در آنجا بخوانيد . ( 2 ) كتاب جديد همان قرآن جمع‌آورىشدهء على ( ع ) است كه با ترتيب قرآن كنونى فرق دارد ، از اين نظر عرب مكه كه سنّى مذهب هستند ، از پذيرش آن سر باز ميزنند ، و عمل بر وفق آن كه همراه با تأويل آن توسط على ( ع ) مىباشد ، براى آنان شديد و دشوار است .