كرده است .
و نيز در كتاب ياد شده از ابان بن تغلب از آن حضرت نقل كرده كه بوى فرمود :
اى ابان ! عالم دچار سبطهاى مىشود كه علم در بين دو مسجد پنهان ميگردد ، چنان كه مار در سوراخ خود پنهان مىشود . عرض كردم : سبطه چيست ؟ فرمود :
پائينتر از فترت است . در آن موقع كه مردم در آن حيرت و فترت بسر مىبرند ناگاه ستارهء براى آنها طلوع مىكند عرض كردم : فدايت شوم در آن فترت حال ما چگونه خواهد بود ؟ فرمود : بر همين طريقه كه هم اكنون داريد بمانيد تا خداوند صاحب آن را براى شما بياورد .
مؤلف : در كتاب « كافى » بجاى سبطه در بين دو مسجد « بطشه » آمده است كه اشاره بلشكر سفيانى و استيلاء آنها در بين مكه و مدينه است . ( بطشه بمعنى حمله و هجوم ناگهانى است ) و اصل روايت شايد به اين معنى باشد كه بواسطه حوادثى كه در بين مسجد الحرام و مسجد پيغمبر ( مكه و مدينه ) روى ميدهد علم پنهان ميگردد ، يا اينكه به علت سلطهء ستمگران در اين محل بيشتر علم پنهان مىشود .
ابن اثير جزرى ميگويد : معنى روايت اينست كه : در آن موقع اسلام در مدينه پوشيده مىشود ، چنان كه مار در سوراخ پنهان ميگردد . يعنى خود را جمع مىكند و پنهان ميگردد .
نيز در غيبت نعمانى از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : صاحب - الامر را غيبتى است كه هر كس در غيبت وى بخواهد دين خود را حفظ كند ، مثل اينست كه درخت خاردار قتاد را با دست خود از خار صاف كند . سپس حضرت با دست اشاره كرد و فرمود : اين طور ! و فرمود : كدام يك از شما با دست خار درخت قتاد را چنگ زده است ؟ ! آنگاه لحظهاى سكوت نمود و سپس فرمود : صاحب اين امر ( قائم آل محمد ) غائب مىشود پس بهنگام غيبت او بايد بندگان خدا از خدا بترسند و دين خود را از دست ندهند ! و هم در غيبت نعمانى از صالح بن خالد روايت نموده كه گفت : در خدمت
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 907
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٠٧