بشمارى هست . هيچ يك از اين حروف نميگذرد جز اينكه يكى از بنى هاشم در موقع گذشتن آن قيام مىكند . آنگاه فرمود : « الف » يك « ل » سى « م » چهل و « ص » در « المص » نود است كه جمعا صد و شصت و يك مىباشد ، بعد از آن ابتداء قيام امام حسين عليه السّلام «
الم اللَّهُ لا إِلهَ
» بود . وقتى مدت او بسر رسيد ، قائم بنى عباس قيام مىكند و چون آن بگذرد قائم ما در « الر » قيام مىكند . پس آن را بفهم و در خاطر بسپار و از دشمنان پوشيده دار .
مؤلف : آنچه در حل اين روايت كه از اخبار مشكل و اسرار پنهان است ! به نظر من ميرسد اينست كه امام محمد باقر عليه السّلام فرموده حروف مقطعهء اوائل سورههاى قرآن اشاره بظهور دولت گروهى از اهل حق و دولت جماعتى از پيروان باطل است .
آن حضرت ولادت پيغمبر ( ص ) را از عدد اسماء حروف مقطعه باز بر و بينهء آنها « 1 »
هامش
( 1 ) آنها كه عقيده به علم حروف دارند . براى هر يك از حروف تهجى زبر و پينهاى قائل هستند . تفصيل آن بدين قرار است : حروف تهجى هنگام تركيب يا دو حروف مىشود مانند « با » و « تا » و يا سه حرف مثل « جيم » « ميم » « لام » و يا بيشتر است . حرف اول اين گونه حروف مركبه را زبر و حروف بعد از آن را بينه مىگويند . مثلا زبر جيم ( ج ) و بينهء آن ( يم ) است . در علم حروف براى زبر و بينهء بعضى از اسماء و الفاظ خواصى قائل هستند ، از جمله اينكه بينهء اسم محمد كه جمعا ( 132 ) مىشود با كلمه اسلام ، و بينهء اسم على كه ( 102 ) است با كلمه ايمان برابر آمده ! چنان كه جلال الدين دوانى حكيم مشهور در رباعيات زير به اين معنى اشاره كرده است .
البته بايد دانست كه علم حروف و خواص آن ، در نظر علماى شيعه فاقد ارزش است و هيچ گونه اثر عقيدتى و مذهبى بر آن مترتب نمىگردد . علم حروف بيشتر مورد نظر عرفا و متصوفه اهل تسنن بوده و از آنها سرايت به ديگران كرده است . اشعار زير را كه متضمن معنى زبر و بينه است از جلال الدين دوانى كه مشرب عرفان و تصوف داشته و قبلا نيز سنى بوده است فقط بخاطر اينكه يكى از شواهد تشيع آن فيلسوف نامى است كه برخى گمان كردهاند وى تا آخر كار ، سنى بوده مىآوريم و گر نه هرگز با تطبيق بينات اسامى على و ايمان و محمد و اسلام ، رسالت پيغمبر و امامت على ( ع ) اثبات نمىشود . اين حسابهاى درويشى براى خراباتيان و خانقاهنشينان و كاسهليسان آنها مانند فرقه بهائى و بابى و ازلى خوبست و بسخورشيد كمال است نبى ماه ولى * اسلام محمد است و ايمان على
گر بينهاى بر اين سخن ميطلبى * بنگر كه ز بينات اسماست جلىو نيزگر مرد رهى روشنى راه نگر * آيات على ز جان آگاه نگر
گر بينه بر امامتش مىطلبى * در بينهء حروف اللَّه نگرو هماز مهر على كسى كه يابد ايمان * نامش همه دم نقش كند بر دل و جان
اين نكته طرفه بين كه ارباب كمال * يابند ز بينات نامش ايمان