تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦

ابن هشام نائب ابن قولويه قمى

نيز در « خرايج » راوندى است كه : ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه روايت نموده كه در سنهء سيصد و هفت ( 307 ) بعزم حج بيت اللَّه وارد بغداد شدم و آن سالى بود كه قرامطه « 1 » حجر الاسود را بجاى خود برگردانيده بودند . بزرگترين سعى من اين بود كه امسال را به حج بروم و به بينم چه كسى حجر الاسود را در جاى خود نصب مىكند . زيرا در خلال بعضى از كتابها ديده بودم كه نوشته بود : حجر الاسود را ميربايند و مجددا امام آن عصر در جاى خود نصب مىكند ، چنان كه در زمان حجاج بن يوسف امام زين العابدين عليه السّلام آن را در جاى خود نهاد و به همان حال ماند . ولى در بغداد بيمارى سختى پيدا كردم ، بطورى كه جان خود را در معرض خطر ديدم و نتوانستم شخصا به حج بروم . ناچار شخصى بنام ( ابن هشام ) را نائب گرفتم و نامه سربسته‌اى بوى دادم كه به حضرت امام زمان نوشته و از مدت عمر خود و اينكه در اين مرض ميميرم يا نه ، سؤال كرده بودم . بابن هشام نائب خود گفتم : تمام مقصود من اينست كه اين نامه را بدست كسى برسانى كه حجر الاسود را در جاى خود ميگذارد و جواب گرفته بياورى ، و من هم ترا فقط براى اين كار ميفرستم . وقتى ابن هشام برگشت ، نقل كرد كه چون وارد مكه شدم ، و مردم قصد كردند حجر الاسود را بجاى خود نصب كنند . من مبلغى پول به عده‌اى از خدام حرم دادم تا راه باز كنند و من بتوانم آن كس كه حجر الاسود را در جاى خود ميگذارد به بينم . پس چند نفر از خدام را با خود نگاه داشتم كه ازدحام جمعيت را بيكسو زنند ( و بدين گونه بنزديك محل رسيدم )
هامش
( 1 ) قرامطه همان اسماعيليه بودند كه در آن روزگار سر بشورش برداشتند . رئيس آنها ابو طاهر قرمطى بوده قرامطه حجر الاسود را از جا كنده و به بحرين مسكن خود بردند و مدت بيست و دو سال نزد خود نگاهداشتند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 796 | العلامة المجلسي / على دوانى