بگردنهء همدان نرسيده بوديم كه ابو العباس فوت كرد رحمة اللَّه عليه .
ما بعد از آن روز ديگر آنچه سهم امام داشتيم ببغداد مىآورديم و بيكى از وكلاى حضرت كه از جانب امام معين شده بود ميسپرديم : و جوابهاى آنها بوسيلهء همان شخص وكيل امام صادر ميگشت .
مؤلف : شيخ صدوق ( ره ) ميفرمايد اين خبر دلالت دارد كه خليفه موضوع وجود امام زمان را اطلاع داشته كه چگونه است و جاى حضرت كجاست به همين جهت متعرض آنها و اموالشان نشد و شر جعفر كذاب را از سر آنها بر طرف كرد ، و دستور نداد كه آنها اموال را بوى تسليم نمايند ، خليفه ميخواست موضوع وجود امام زمان به آن كيفيت پوشيده ماند و آشكار نگردد ، تا مبادا مردم به آن حضرت راه يابند و او را بشناسند ( و براى او ايجاد خطر كنند ) .
جعفر كذاب هنگام وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام بيست هزار دينار براى خليفه « 1 » رشوه برد و از او خواست كه او را جانشين برادرش ( امام حسن عسكرى ) كند ولى خليفه به او گفت : مقامى كه برادرت داشت از جانب ما نبود ، بلكه خداوند او را اين طور در نظر مردم بزرگ و محترم كرده بود ما سعى ميكرديم مقام او را پائين بياوريم و در نظر مردم از اعتبار بياندازيم ، ولى خداوند نميگذاشت و هر روز مقام او را بواسطه تقوى و حسن منظر و علم و عبادتش بالا ميبرد اگر تو نزد پيروان برادرت ، در اين جهات مثل او هستى احتياج بما ندارى ، و اگر نزد آنها چنين نيستى و آنچه در او بود در تو نيست ، بفرض اينكه تو را تقويت كنيم چيزى عايدت نميشود !
كامل بن ابراهيم مدنى
شيخ طوسى در كتاب « غيبت » از جعفر بن محمد بن مالك از محمد بن عبد اللَّه بن جعفر از محمد بن احمد انصارى روايت مىكند كه گفت : گروهى از مفوضه
هامش
( 1 ) خليفه كه هنگام رحلت حضرت عسكرى ( ع ) در سامره حكومت داشته ؛ معتضد خليفه عباسى بوده است .