تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
وفات امام حسن عسكرى ) من در خانه آن حضرت عليه السّلام بودم : گروهى سواره كه از جمله جعفر كذاب بود ما را احاطه كردند و به نهب و غارت اشتغال ورزيدند ، در آن وقت اميد من بمولايم قائم ( ع ) بود ، ناگاه ديدم آن حضرت آمد و به آنها حمله نمود تا از در خانه بيرون راند و من بوى مينگريستم در حالى كه او شش ساله بود . هيچ كس او را نديد تا غائب شد .

جماعتى از اهل قم و جبل

و نيز در كتاب ياد شده از احمد بن حسين بن عبد اللَّه از زيد بن عبد اللَّه بغدادى و او از على بن سنان موصلى از پدرش روايت نموده كه : چون امام حسن عسكرى عليه السّلام وفات يافت ، جماعتى از قم و جبل با اموال زيادى كه مرسوم بود مىآوردند ، آمدند و از رحلت آن حضرت اطلاع نداشتند ، وقتى بسامره رسيدند جوياى حال امام حسن عسكرى عليه السّلام شدند : به آنها گفته شد كه : حضرت وفات كرده پرسيدند : وارث او كيست ؟ . گفتند : وارث او جعفر پسر امام على النقى عليه السّلام است ( جعفر كذّاب ) پرسيدند . فعلا او كجاست ، گفتند : او فعلا رفته براى تفريح و سوار زورقى شده در دجله تفريح مىكند و بميگسارى مشغول و جمعى از خواننده و نوازنده براى او خوانندگى ميكنند . وقتى آنها اين را شنيدند با خود گفتند : اين اعمال اوصاف امام نيست . بعضى از آنها گفتند : اين اموال را برگردانده به صاحبانش مسترد ميداريم . ولى ابو العباس احمد بن جعفر حميرى قمى گفت : نه ! ما صبر ميكنيم تا اين مرد ( جعفر كذاب ) برگردد و كاملا از حال او باخبر شويم ، وقتى جعفر برگشت بوى سلام نموده گفتند : اى آقاى ما ! ما مردمى از اهل قم هستيم و جماعتى از شيعه و غير شيعه نيز با ما هست كه اموالى براى مولى امام حسن عسكرى عليه السّلام آورده‌ايم . جعفر پرسيد : آن اموال فعلا در كجاست ؟ گفتند : نزد ماست . گفت : آنها را پيش