من بياوريد . گفتند : اين اموال كه معمولا ما براى امام مىآورديم خبرى طرفه دارد .
گفت : خبر چيست ؟ .
گفتند : اين اموال بدين گونه جمع مىشود كه از عموم شيعيان يك يا دو دينار در كيسهاى نهاده و آن را مهر و موم ميكنند و بما ميدهند . وقتى اين اموال را نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام مىآورديم ، آن حضرت ميفرمود كه : تمام آن چقدر است ، چند دينار از كى و كى و كى است . تا آنكه اسامى صاحبان اموال را ذكر ميفرمود و نقش مهرهائى را كه هر كس روى كيسه خود زده بود ، قبل از اينكه به آن حضرت نشان دهيم ، بيان ميكرد .
جعفر ( كذاب ) گفت : شما دروغ ميگوئيد . شما چيزى را ببرادرم نسبت ميدهيد كه در وى نبود . وقتى آنها سخنان جعفر را شنيدند ، به يكديگر نظر افكندند .
باز جعفر گفت : معطل نشويد و اين اموال را براى من بياوريد . آنها گفتند : ما اجير و وكيل صاحبان اين اموال هستيم و آن را جز با نشانههائى كه بوسيله آن امام را ميشناختيم ، به كسى تسليم نمىكنيم . اگر تو امام هستى ، آن نشانهها را بيان كن و گر نه ما آن را به صاحبانش مسترد ميداريم تا هرطور صلاح ديدند عمل كنند .
جعفر رفت بسامره نزد خليفه و از آنها شكايت نمود ، وقتى خليفه آنها را احضار كرد گفت : اموالى كه با خود آوردهايد بجعفر بدهيد . آنها گفتند ما مردمى هستيم كه اجير و وكيل صاحبان اين اموال ميباشيم و صاحبان آن هم بما دستور دادهاند فقط به كسى بدهيد كه با نشانه و دليل استحقاق خود را در اخذ آن ، ثابت نمايد چنان كه با امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز ما به همين گونه عمل ميكرديم .
خليفه از آنها پرسيد علامتى كه در حسن عسكرى بود چيست ؟ آنها گفتند :
امام دينارها و صاحبان آن و نوع و مقدار اموال را ( قبل از تسليم و ديدن ) بيان ميداشت وقتى اين نشانهها را ميداد ما هم اموال را بوى تسليم مينموديم . بارها بحضورش ميرسيديم و همين علامت و دليل را از او ميديديم . حالا آن حضرت رحلت فرموده اگر اين مرد جانشين اوست مانند برادرش علائم و نشانههاى اين اموال را بگويد تا به او تسليم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 782
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٨٢