تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
ببندند ، و سرخى در آسمان پديد آيد و عمودهائى از نور از آن متلألئ باشد ، و شروسى از ارمنستان و آذربايجان به قصد كوه سياه پشت شهر رى كه متصل بكوه سرخ و جبال طالقان است ، قيام كند و ميان او و « مروزى » جنگ سختى درگيرد كه كودكان را پير و پيران را فرسوده كند و از دو طرف جمعى كشته شوند در آن موقع منتظر او ( قائم آل محمد ) باشيد كه در زوراء « 1 » قيام نمايد و در آنجا درنگ نكرده بماهان « 2 » ميرود ، سپس رهسپار « واسط » عراق ميگردد و يك سال يا كمتر در آنجا مىماند آنگاه بكوفه ميرود . و ميان آنها جنگى از نجف تا حيره و از آنجا تا غرى در ميگيرد كه عقلها مات مىشود . آنگاه هر دو طرف به هلاكت ميرسند ، و بر خداست كه باقى را نيز درو كند سپس اين آيهء شريفه را قرائت فرمود :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
« 3 » يعنى : شب و روز امر ما به آن دهكده رسيد ، سپس آن را طورى از ميان برديم كه گوئى ديروز نبوده است . عرضكردم : آقا مقصود از « امر خدا » در اين آيه چيست ؟ فرمود امر خداوند عز و جل و لشكر او ما هستيم . عرضكردم : يا ابن رسول اللَّه ! آيا وقت آمدن شما نزديك است ؟ فرمود :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
« 4 » يعنى : قيامت نزديك شد و ماه شكافت . مؤلف : اختلاف اسامى ناقلان اين داستان ، احتمال دارد كه ناشى از اشتباه راويانى باشد كه اين اخبار را روايت كرده‌اند . يا اينكه تمام اين وقايع نظير هم براى اين افراد واقع شده باشد و مقصود از
هامش
( 1 ) معروف اينست كه زوراء بغداد است و بعضى گفته‌اند « رى » است . ( 2 ) در مراصد ميگويد ، ماهان - نهاوند و دينور است ، و هم شهرى نزديك كرمان است . علامه مجلسى ذيل اين روايت همان نهاوند و دينور دانسته است . ( 3 ) يونس آيه 25 ( 4 ) سورهء قمر آيه - 1