تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
كه چندان سياه نبود از سينه تا نافش امتداد دارد ، آنگاه فرمود : اين صاحب الزمان شماست ، سپس بكنيز فرمود : او را بگير . كنيز هم او را گرفت و ديگر بعد از آن تا زمانى كه امام حسن عسكرى عليه السّلام رحلت فرمود او را نديدم . ضوء بن على ميگويد : از مرد فارسى پرسيدم : بنظرت بچه در آن موقع چند ساله بود ؟ گفت : دو ساله بود . عبدى ميگويد : بضوء گفتم : ميتوانى حدس بزنى كه فعلا بچه چند ساله است ؟ گفت : چهارده ساله . ابو على و ابو عبد اللَّه وراق گفتند : ما او را بيست و يك ساله ميدانيم » « 1 » اين روايت در غيبت شيخ نيز آمده است .

ابو سعيد غانم بن سعيد هندى

و نيز در كمال الدين از محمد بن على بن محمد بن حاتم از عبد اللَّه بن محمد بن جعفر از محمد بن جعفر فارسى و او از محمد بن اسماعيل بن بلال و او از ازهرى مسرور ابن عاص از مسلم بن فضل روايت نموده كه گفت : در كوفه بملاقات ابو سعيد غانم بن سعيد هندى رفتم و مدتى نزد وى نشستم ، سپس احوالش را كه قبلا چيزى شنيده بودم جويا شدم . گفت : من از اهل هندوستان و شهرى بنام كشمير داخلى هستم و ما چهل نفر مرد بوديم . . . و هم صدوق ( ره ) در كتاب مزبور مينويسد : پدرم از سعد بن عبد اللَّه اشعرى و او از علان كلينى و او از على بن قيس و او از غانم بن سعيد هندى نقل نموده كه بگفتهء علان جماعتى از محمد بن محمد اشعرى از غانم نقل كردند كه گفت : ما چهل نفر مرد بوديم كه در حضور پادشاه هند بسر ميبرديم ، ما در اطراف تخت او مىنشستيم همه ما تورات و انجيل و زبور خوانده بوديم هر وقت مسأله‌اى براى سلطان پيشآمد ميكرد بما رجوع مينمود . روزى با ما در بارهء محمد ( ص ) گفتگو نمود . ما گفتيم : نام وى در كتب آسمانى ما آمده است . آنگاه همه نظر دادند كه من براى پيدا كردن او و تحقيق در بارهء وى
هامش
( 1 ) البته مطابق تاريخ نقل اين روايت يعنى سال 279 امام زمان كه در سال 255 متولد شده ، در آن موقع 24 سال داشته و مرد فارسى در حديث اشتباه نموده است .