تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
آن پرداختم تا بدان رسيدم . سپس صدوق ( ره ) ميگويد : محمد بن شاذان در نيشابور براى من نقل كرد كه خبر تشرف غانم به خدمت امام زمان ( ع ) به من رسيد ، از اين جهت مترصد او بودم تا اينكه او را ديدم و جريان را از وى پرسيدم و او گفت : همواره در جستجوى حضرت بودم ، و مدتى در مدينه اقامت نمودم و مطلب را بهر كس اظهار ميداشتم مرا منع ميكردند ، تا اينكه پير مردى از بنى هاشم را بنام يحيى بن محمد عريضى ديدم و او گفت : آنچه تو ميخواهى در صرياء « 1 » است . من بصرياء رفتم و بدهليزى كه جاروب كرده بودند آمدم و خود را بدكانى كه در آنجا بود انداختم . در آن وقت غلام سياهى بيرون آمد و به من گفت : برخيز و از اينجا برو ! گفتم : نميروم . غلام بدرون خانه رفت و سپس برگشت و گفت بيا تو ، من وارد خانه شدم ديدم مولايم در وسط خانه نشسته است . چون نظرش به من افتاد ، مرا با اسمى كه هيچ كس جز بستگانم در كابل نميدانستند ، نام برد و چيزهائى به من اطلاع داد . من عرضكردم : خرجى را هم تمام شده بفرما كه خرجى به من بدهند ! فرمود : بدان كه بواسطهء اين دروغى كه گفتى به زودى آنچه دارى از دست ميدهى ، سپس مقدارى خرجى به من عطا فرمود ، چيزى نگذشت كه آنچه با خود داشتم گم شد و فقط آنچه حضرت لطف فرموده بود برايم ماند ! سال بعد كه بمدينه برگشتم كسى را در آن خانه نديدم .

نيز محمد بن عثمان

و نيز شيخ صدوق ( ره ) در كمال الدين از محمد بن موسى متوكل از حميرى « 2 » روايت
هامش
( 1 ) نام محلى است ( 2 ) شيخ طوسى در كتاب فهرست « قرب الاسناد » را تأليف ابو العباس عبد اللَّه بن جعفر بن حسين بن مالك بن جامع حميرى قمى دانسته ، و در كتاب رجال حميرى را از اصحاب امام على النقى و امام حسن عسكرى عليهما السلام بشمار آورده . نجاشى مينويسد : او از مشايخ و رؤساى علماى قم بود در سال دويست و نود و اندى بكوفه آمد و دانشمندان احاديث بسيار از وى شنيدند . كتابهاى بسيارى نوشته از جمله كتاب امامت ، كتاب دلائل ، كتاب عظمت و توحيد ، كتاب غيبت و حيرت ، كتاب قرب الاسناد الى الرضا ، كتاب قرب الاسناد الى ابى جعفر بن الرضا عليهما السلام ، كتاب قرب الاسناد الى صاحب الامر ؛ كتاب مسائل امام حسن عسكرى ( ع ) و توقيعات آن حضرت و كتاب « طب » ابو العباس حميرى از : ابو غالب زرارى ، احمد بن محمد بن اسحاق ، ابن ابى حمزه ايوب بن نوح ؛ حسن بن جهم ، ريان بن صلت ، محمد بن على بن خلف عطار ، ابراهيم بن مهزيار و محدثين بسيارى ديگر كه همه از اصحاب ائمه بوده‌اند روايت مىكند . و نيز اين عده از بزرگان هم از وى حديث نقل كرده‌اند : احمد بن محمد بن يحيى عطار ؛ سعد بن عبد اللَّه اشعرى قمى ؛ على بن بابويه ، محمد بن حسن صفار ، محمد بن حسن بن وليد ، محمد بن قولويه ، محمد بن يحيى عطار ، محمد بن موسى بن متوكل و فرزندش محمد بن عبد اللَّه : حميرى . مؤلف در فصل اول مقدمهء بحار ضمن نقل مصادر ، كتاب قرب الاسناد را تأليف فرزند او : ابو جعفر محمد بن عبد اللَّه حميرى ميداند ، ولى اضافه مىكند كه به گمان من آن كتاب تأليف پدرش عبد اللَّه بن جعفر است و حميرى آن را روايت نموده ، چنان كه نجاشى تصريح كرده است و اگر بگفتهء ابن ادريس ، تأليف ابو جعفر باشد ، پدرش ميان او و اسناد كتاب واسطه بوده است . بايد دانست كه ابو جعفر محمد بن عبد اللَّه حميرى از بزرگان مشايخ حديث و رؤساى شيعه است . نجاشى مينويسد : « وى از مفاخر ثقات و كاتب حضرت صاحب الامر عليه السلام بود ؛ و از آن حضرت مسائلى در ابواب احكام دين پرسيد ، او راست برادرانى بنامهاى جعفر و حسين و احمد كه همه از محدثين و علما بودند » . شيخ كلينى ، احمد بن داود قمى ؛ جعفر بن حسين ؛ ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى و سعد بن عبد اللَّه اشعرى از شاگردان او بشمار مىآيند و هم كتاب حقوق ؛ كتاب اوائل ، كتاب آسمان ، كتاب زمين ، كتاب مساحت ، كتاب بلدان ؛ كتاب شيطان و لشكر او ، و كتاب احتجاج از تصنيفات او يعنى ابو جعفر محمد بن عبد اللَّه حميرى است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 757 | العلامة المجلسي / على دوانى