تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
نكوهش مكن كه من مأمور بودم آن طور به تو بانگ زنم ، تو بخير زياد رسيدى ، خوش به حالت از آنچه ديدى و مشاهده نمودى خدا را بسيار شكر كن ! . سپس پرسيد : فلانى چه كرد ؟ آنگاه بعضى از برادران ايمانى مرا نام برد و از احوال آنها جويا شد . گفتم : آنها در برقه « 1 » هستند . گفت : راست گفتى . بعد نام يكى از دوستان مرا كه در عبادت جهد بليغى داشت و در امر ديانت بصير بود ، پرسيد . جواب دادم كه وى در شهر اسكندريه است . سپس جمعى ديگر از برادران دينى را نام برد . بعد ، از شخصى ناشناس سخن گفت و پرسيد « نقفور » چه كرد ؟ گفتم : او را نميشناسم . گفت : البته او را نمىشناسى او مردى رومى است خدا او را هدايت مىكند ، و از قسطنطنيه فاتح بيرون مىآيد . آنگاه مرد ديگرى كه او را هم نمىشناختم نام برد و گفت او مردى از اهل « هيت » « 2 » و از ياران مولى امام زمان عليه السّلام است . برگرد پيش رفقايت و به آنها بگو : اميدواريم خداوند اجازهء يارى ضعفا و انتقام از ستمگران را بدهد . من جمعى از شيعيان ديگرى را ملاقات كردم و آنچه لازم بود به آنها رسانيدم و اينك بسوى تو برگشته و به تو نيز ابلاغ ميكنم كه خود را بمشقت نياندازى و موجب ناراحتى خود نشوى و اوقات خويش را در عبادت خداوند مصروف دارى و بدان كه بخواست خدا امر نزديك است » . راوى اين خبر محمد بن احمد بن خلف ميگويد : سپس بخزينه دار خود دستور دادم پنجاه دينار آورد و از پيرمرد خواهش كردم آن را از من قبول كند . گفت : برادر من ! خداوند چيزى را كه به آن احتياج ندارم بر من حرام نموده ، چنان كه بر من حلال كرده كه اگر به چيزى محتاج باشم از تو
هامش
( 1 ) برقه از دهات قم بوده محمد بن خالد برقى و احمد بن محمد بن خالد برقى پسر او مؤلف كتاب معروف « محاسن » كه از مشاهير محدثين قم ميباشند منسوب بآنجاست . ( 2 ) هيت - بكسر هاء شهرى در سمت غربى نهر فرات بالاى شهر « انبار » بوده كه آن را شخصى بنام هيت بن بندى يا بلندى ساخت ، و داراى نخيلات و مزارع بسيار بوده است ( مراصد ) .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 722 | العلامة المجلسي / على دوانى