تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
ابو عبد اللَّه همدانى گفت : مردى از اهل تبريز را در شهر مراغه ديدم كه معروف به ابراهيم بن محمد تبريزى بود ، او هم عين حكايت بالا را كه احمد ابن عبد اللَّه هاشمى نقل كرده ، براى من بيان نمود . من از وى پرسيدم جوان مزبور كه ده وجب قد داشت آيا مقصود اينست كه ده وجب قد اوست يا ده سال عمر او مىباشد ؟ . چه روايت شده كه ولادت امام زمان عليه السّلام سال 256 و وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام سنه 260 ؛ چهار سال بعد از ولادت فرزند دلبندش اتفاق افتاد ؟ ابراهيم بن محمد گفت : نميدانم من هم اين طور شنيده‌ام ( يعنى گفته‌اند غلام عشارى ) ولى پيرمردى از اهل شهر ، با وى بود كه خوش فهم و داراى علم و روايت بود . او گفت : مقصود اينست كه ده وجب قد اوست . مؤلف « عشارى القد » يعنى : كسى كه ده وجب قد داشته باشد .

ابو نعيم انصارى

نيز در غيبت شيخ از على بن عائذ رازى و او از حسن بن وجناء نصيبى و او از ابو نعيم محمد بن احمد انصارى نقل مىكند كه گفت : در مكه معظمه جنب « مستجار » « 1 » حضور داشتم و عده‌اى در حدود سى مرد هم بودند ، در ميان آنها جز محمد بن قاسم علوى با اخلاص نبود ، روز ششم ذى الحجه سال 293 در اثناى اينكه بدين گونه اجتماع داشتيم ، ناگاه ديديم جوانى كه دو حولهء احرام پوشيده و نعلين خود را در دست گرفته بنزد ما آمد . وقتى او را ديديم طورى تحت تأثير مهابت وى قرار گرفتيم كه همه براى او برخاستيم . او بما سلام كرد و در وسط جمع ما نشست و ما نيز در اطراف وى نشستيم . آنگاه به سمت راست و چپ خود نگريست و سپس گفت : آيا ميدانيد حضرت ابا عبد اللَّه در دعاى الحاح چه ميگفت ؟ گفتيم : چه ميفرمود ؟ گفت : ميفرمود : « اللّهم انّى أسئلك باسمك الّذى تقوم به السّماء و به تقوم الأرض و به تفرّق بين الحقّ
هامش
( 1 ) مستجار - واقع در بين ركن يمانى و در بسته پشت كعبه بوده كه « ملتزم » هم ميگفتند . در اين محلّ مردم براى آمرزش گناهان خويش پناه مىآوردند ( شناء الغرام )