و هم جماعتى از علماء از هارون بن موسى تلعكبرى و او از ابن همام نقل كرده كه گفت : محمد بن على شلمغانى باب و طريق يعنى در و راهى نبود كه مردم بوسيلهء آن به ابو القاسم حسين بن روح راه يابند و حسين بن روح هم او را به اين سمتها منصوب نداشته بود ، و بين او و مردم هم واسطه نبود . هر كس اين عقيده را داشته باشد ، اشتباه كرده او فقط فقيهى از فقهاء ما بود كه فكرش آشفته شد و چيزهاى ناهنجارى از او سر زد و كفر و الحادش منتشر گشت . سپس بوسيلهء حسين بن روح توقيع مبنى بر لعن و دورى از وى و پيروان او صادر شد .
و نيز حسين بن ابراهيم از محمد بن نوح از ابو نصر بن احمد كاتب نقل كرده كه گفت : ابو عبد اللَّه حسين بن احمد حامدى بزاز معروف بغلام ابو على بن جعفر معروف به « ابن رهومه » نوبختى كه پيرمردى گوشه گير ( مستور ) بود روايت نموده كه گفت : از روح پسر ابو القاسم حسين بن روح شنيدم كه گفت : موقعى كه محمد بن على شلمغانى كتاب « التكليف » را تصنيف كرد ، شيخ يعنى ابو القاسم حسين بن روح گفت : آن كتاب را بياوريد تا آن را ببينم . كتاب را آوردند و او از اول تا آخر آن را خواند سپس گفت : چيزى بر خلاف روش اهل بيت در آن نيست مگر در دو يا سه جا كه بر ائمه طاهرين دروغ بسته ، خدا او را لعنت كند .
نيز جماعتى از علماء از ابو الحسن محمد بن احمد بن داود و حسين بن على بن بابويه قمى روايت كردند كه آنها گفتند : از جمله خطاهائى كه از شلمغانى در خصوص مذهب ( فروع فقهيه ) سر زد اينست كه وى در باب « شهادت » از عالم ( يعنى امام موسى بن جعفر كه بخاطر تقيه از دشمنان در برخى از روايات از آن حضرت تعبير بعالم شده ) روايت كرده كه حضرت فرمود :
« اگر برادر مؤمن تو در گردن مردى حقى داشته باشد ، و طرف آن حق را انكار كند ، و برادر تو هم جز يكشاهد عادل و موثق نداشته باشد ، نزد شاهد ميروى و شهادت او را ميپرسى ، وقتى نزد تو گواهى داد ، با وى نزد حاكم برو و مانند او شهادت بده بلكه حق مرد مسلمانى ضايع نشود » سپس شلمغانى گفته است : «
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 712
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧١٢