معروف به ابن ابى عزاقر لعنه اللَّه معتقد بود : آن كس كه در منصب امامت با امام رقيب است و باصطلاح ايشان « ضد » امام است از امام افضل مىباشد - معنى اين عبارت اينست كه هيچ فضيلتى براى ولى خدا متحقق نميشود ، مگر اين كه ضد او و رقيب او مورد سرزنش قرار گيرد . چه كه وقتى مردم سرزنش ضد و مخالف ولى خدا را شنيدند ، بفكر يافتن فضيلتى براى ولى مىافتند . بنا بر اين ضد و رقيب ولى خدا از خود وى افضل مىباشد ، زيرا بوسيلهء سرزنش و طعن اوست ، كه ولى فضيلت پيدا مىكند ! پيروان شلمغانى ميگويند : اين مذهب از زمان آدم اول تا آدم هفتم جريان داشته است ! چه آنها معتقد بهفت عالم و هفت آدم هستند و ميگويند : فرعون از موسى و ابو بكر از محمد و معاويه از على افضل است .
و اما : خود ضد يعنى چه ؟ بعضى از اين فرقه گفتهاند : ولى خدا ، ضد ( و رقيب ) خود را منصوب مىكند ، چنان كه جمعى از اصحاب حديث اهل سنت ميگويند : على ابن ابى طالب خود ابو بكر را بمنصب خلافت منصوب داشت ، و بعضى ديگر گفتهاند :
« ضد » هر ولى قديم است ، يعنى همه وقت و پيش از به دنيا آمدن او با وى بوده است .
آنها ميگويند : قائمى كه اصحاب ظاهر ميگويند از اولاد امام يازدهم است و قيام مىكند ، همان شيطان است ( نعوذ باللَّه ) زيرا خداوند فرمود :
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ
، يعنى همه فرشتگان آدم را سجده كردند جز ابليس كه سجده نكرد . سپس خدا ميفرمايد : شيطان گفت :
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
يعنى : در راه راست تو در كمين بندگانت مينشينم .
اين آيه دلالت دارد كه شيطان موقع سجدهء فرشتگان ايستاده بود كه گفت در راه راست در كمين بندگانت خواهم نشست . و با اين دليل ميگويند : قيام قائم يعنى آن قائمى كه مأمور به سجده شد و سجده نكرد و او ابليس بود . شاعر ملعون اين فرقه اشعار زير را در اين معنى سروده است :
يا لاعنا بالضّد من عدى * ما الضّد الّا ظاهر الولىّ