تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
سپس گفت : اينكه حسين بن روح گفته است : مرا لعن كنيد ، در معنى خيلى بزرگ است ! به اين معنى كه : لعنت بمعنى دور گردانيدن است . و « لعنة اللَّه » يعنى خدا او را از عذاب و آتش دوزخ دور گردانيد و بنا بر اين من هم اكنون مقام خود را شناختم ! آنگاه صورتش را به خاك نهاد و گفت : اين سخن را كتمان كنيد و به كسى نگوئيد . ام كلثوم گفت : من بشيخ ابو القاسم ( حسين بن روح ) خبر دادم كه روزى به خانه مادر ابو جعفر بن بسطام رفتم . او هم از من استقبال نمود و مرا بسيار بزرگ داشت بطورى كه خم شد پاى مرا ببوسد . ولى من نگذاشتم و گفتم : اى بانوى من ! نميگذارم . زيرا پابوسى كارى بس بزرگ است . او گريست و گفت چرا اين طور از تو احترام ننمايم با اينكه تو فاطمهء زهرا عليها السلام هستى ! ! گفتم : اى بانوى من ! چطور من فاطمه زهرا عليها السلام هستم ؟ گفت شيخ يعنى محمد بن على ( شلمغانى ) در اين باره سرّى بما سپرده است . پرسيدم : چه سرّى بشما سپرده ؟ گفت : او از من پيمان گرفته كه آن را افشا نسازم ، مىترسم اگر آن را بازگو كنم خدا مرا عذاب كند من بوى اطمينان دادم كه آن را به كسى نخواهم گفت ولى پيش خود ، شيخ ابو القاسم حسين بن روح را استثناء كردم . آنگاه گفت : شيخ ابو جعفر ( شلمغانى ) بما گفته است كه : روح پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به پدر شما محمد بن عثمان و روح امير المؤمنين عليه السّلام به بدن شيخ ابو القاسم حسين ابن روح و روح فاطمه زهراء عليها السلام به تو منتقل شده است ! ! بنا بر اين اى بانوى ما چرا تو را بزرگ ندانم ؟ ! . من گفتم ؛ اين چه حرفى است ؟ مبادا آن را باور كنى كه همه دروغ است . گفت : اين سرى عظيم است ، شلمغانى از ما پيمان گرفته كه براى هيچ كس نقل نكنيم . اى بانوى من خدا نكند كه در اين خصوص من عذاب شوم . اگر شما مرا وانمىداشتيد كه آن را افشاء كنم نه براى شما و نه براى احدى بازگو نمىكردم !