از وى خواستم .
حسين بن روح در اين باره بمحمد بن عثمان شكوه نمود ، و او هم دستور داد كه قبض رسيد مال را از وى ( حسين بن روح ) مطالبه نكنم ، و اضافه كرد كه آنچه بدست حسين بن روح ميرسد مثل اينست كه بدست من ميرسد . بعد از آن هر وقت اموالى نزد حسين بن روح بردم مطالبهء رسيد نكردم در كمال الدين هم مانند آن را نقل كرده است .
نيز در غيبت شيخ به همين سند از على بن محمد بن متيل از عمويش جعفر بن احمد ابن متيل نقل كرده كه گفت : موقع وفات محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه من در جنب سر وى نشسته بودم و از او سؤال ميكردم و گفتگو مينمودم حسين بن روح هم در سمت پائين پاى او نشسته بود . در آن هنگام محمد بن عثمان رو كرد بجانب من و فرمود : مأمور هستم كه وصيت خود را بحسين بن روح نمايم .
پس من از جانب سر او برخاستم و دست ابو القاسم حسين بن روح را گرفته در جاى خود نشاندم و خود در پائين پاى او نشستم ! . اين روايت در كمال الدين نيز نقل شده .
همچنين در غيبت شيخ است كه ابن نوح گفت : حسين بن على بن بابويه ( برادر شيخ صدوق ) كه در ماه ربيع الاول سال 378 وارد بصره شد و نزد ما آمده بود براى من نقل كرد كه : از علويه صفار و حسين بن احمد بن ادريس شنيدم كه هر دو اين روايت را نقل ميكردند ، و ميگفتند : ما آن موقع در بغداد حاضر بوديم و اين واقعه را مشاهده كرديم .
نيز در كتاب نامبرده از ابو محمد هارون بن موسى تلعكبرى و او از ابو على محمد بن همام براى من روايت نمود كه : محمد بن عثمان قدس اللَّه روحه پيش از رحلتش رؤساى شيعه را جمع كرد و گفت : اگر حادثهء رحلت من بوقوع پيوست جانشين من حسين بن روح نوبختى است . چه كه مأمور شدهام او را بجاى خويش تعيين نمايم . پس شما هم به او مراجعه كنيد و در كارهاى خود بوى اعتماد نمائيد .
نيز در كتاب مذكور مينويسد : حسين بن ابراهيم از ابن نوح از ابو نصر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 679
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧٩