عصر عليه السّلام مأمور شد او را بجانشينى خود برگزيند و از هيچ كس جز آنها كه از روز نخست پدرم را نمىشناختند ؛ در خصوص وكالت وى اختلافى پديد نيامد و كسى ترديد ننمود ، و من يكنفر از شيعه را نمىشناسم كه در بارهء وكالت او شك داشته باشد .
راوى ميگويد : اين مطلب را من از بسيارى از نوبختيان رحمة اللَّه عليهم مانند ابو الحسين بن كبريا و غيرهم شنيدم « 1 » .
و هم در كتاب نامبرده ميگويد : جمعى از دانشمندان از ابو العباس ابن نوح نقل كردند كه وى گفت : به خط محمد بن نفيس كه در اهواز نوشته بود ، ديدم كه نوشته است : نخستين توقيعى كه بدست حسين بن روح از ناحيهء مقدسه شرف صدور يافته بود اينست : ما او ( حسين بن روح ) را ميشناسيم .
خدا همهء خوبيها و رضاى خود را به او بشناساند و او را با توفيق خود سعادتمند گرداند . از نامهء او اطلاع يافتيم و بوثوق او اطمينان داريم . وى در نزد ما مقام و جايگاهى دارد كه او را مسرور ميگرداند خداوند احسان خود را در بارهء او افزون گرداند
انّه ولىّ قدير و الحمد للَّه لا شريك له و صلى اللَّه على رسوله محمّد و آله و سلّم تسليما
اين توقيع در روز يك شنبه كه شش شب از ماه شوال گذشته بود بسال 305 هجرى رسيده بود .
مؤلف : شيخ طوسى سپس توقيعاتى را كه براى حميرى بيرون آمده همانطور كه ما در « باب توقيعات » مىآوريم ، ذكر نموده و سپس گفته است :
ابو القاسم حسين بن روح نزد دوست و دشمن داناترين مردم بود و از مخالفين تقيه ميكرد .
هامش
( 1 ) اين روايات با آنچه قبلا گذشت كه تا روز وفات محمد بن عثمان كسى باور نميكرد كه حسين بن روح وكيل او باشد منافات ندارد ، زيرا بزرگان شيعه كه از وصيت محمد بن عثمان و انتصاب حسين بن روح بجاى وى مطلع شدند ؛ يك دل آن را پذيرفتند و بقيه شيعيان نيز پيروى نمودند . و از اين رو بعد از محمد بن عثمان ، موضوع كاملا روشن بود و اختلافى پديد نيامد .