چون پيشتر قسمتى از آنها را نقل كرديم ( در كتاب غيبت ) ديگر در اينجا بتكرار آن نمىپردازيم و همين اندازه براى شخص با انصاف كافى است .
ابن نوح ميگويد : ابو نصر مذكور گفت : ابو جعفر محمد بن عثمان كتابهائى داشت كه در فقه تصنيف كرده و همه را از امام حسن عسكرى و امام زمان عليهما السلام و پدرش عثمان بن سعيد كه او نيز از امام على النقى و امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت نموده بود ، شنيده بود . از جمله آن كتابها كتاب « الاشربة » بود ام كلثوم دختر وى ( مادر ابو نصر ) رضى اللَّه عنها ميگفت : اين كتاب موقع وصيت محمد بن عثمان بحسين ابن روح رسيد و در دست او بود . ابو نصر ميگويد : گمان ميكنم بعد از آن بشيخ ابو الحسن سيمرى رضى اللَّه عنه رسيد .
ابو جعفر بن بابويه ( صدوق ) فرمود : محمد بن عثمان قدس اللَّه روحه روايت نموده كه به خدا قسم حضرت صاحب الامر عليه السّلام هر سال در موسم حج در مكه است او مردم را مىبيند و همه را مىشناسد و مردم هم او را مىبينند ولى نمىشناسند .
و هم جماعتى از علماء از شيخ صدوق براى من ( شيخ طوسى ) روايت نمودند كه گفت : پدرم ( على بن بابويه ) . و محمد بن حسن و محمد بن موسى بن متوكل از عبد اللَّه بن جعفر حميرى روايت نمودهاند كه گفت : از محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه پرسيدم : آيا صاحب الامر را ديدهاى ؟ گفت : آرى . آخرين بار كه آن حضرت را ديدم در خانه خدا بود ( يعنى مسجد الحرام ) و ميفرمود :
« اللّهم انجز لى ما وعدتنى
خداوندا آنچه را به من وعده فرمودى عملى گردان ! » و هم محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه گفت : آن حضرت صلوات اللَّه عليه را ديدم كه در « باب المستجار » پرده خانهء خدا را گرفته و ميفرمايد :
اللّهم انتقم بى من اعدائك
يعنى پروردگارا ! بوسيلهء من از دشمنانت انتقام بگير ! .
و بسند مذكور از شيخ صدوق از پدرش از على بن سليمان زرارى و او از على بن صدقهء قمى روايت نموده كه گفت : محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه بىمقدمه و بدون اينكه سؤالى از وى بكنم بنزد من آمد تا به آنها كه نام حضرت را پرسيده بودند خبر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 674
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧٤