تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
متضرر شدم . موقعى كه از چنگ آنها بيرون آمدم محتاج باملاكى شدم كه بنام ابو القاسم زجوزجى ثبت كرده بودم ، ناچار آن را فروختم . نيز شيخ الطائفه در كتاب « غيبت » مينويسد : حسين بن عبيد اللَّه غضائرى از ابو الحسن محمد بن احمد بن داود قمى از على بن همام براى من روايت نمود كه على بن همام گفت : محمد بن على شلمغانى عزاقرى كسى نزد حسين بن روح فرستاد كه بيا با هم مباهله كنيم . نائب امام زمان من هستم كه مأمور باظهار علم گشته‌ام ولى تو بطور آشكار و نهان ، آن را ظاهر گردانيدى . پس بيا تا با هم مباهله « 1 » نمائيم شيخ ابو القاسم حسين بن روح در جواب او پيغام فرستاد كه هر يك از ما براى مباهله پيشى گيرد ، دشمن امام خواهد بود . شلمغانى پيشى گرفت و به همين جهت كشته شد و بدار آويخته گرديد و ابن ابى عون را هم با وى گرفتند . اين واقعه در سال ( 323 ) اتفاق افتاد . محمد بن نوح ميگويد : جدم محمد بن احمد بن عباس بن نوح رضى اللَّه عنه به من خبر داد و گفت : ابو محمد حسن بن جعفر بن اسماعيل بن صالح صيمرى به من خبر داد كه در ماه ذى الحجهء سال ( 312 ) هجرى توقيعى از ناحيهء مقدسه در بارهء لعن شلمغانى ، توسط حسين بن روح در خانهء مقتدر خليفهء عباسى براى شيخ ابو على بن همام فرستاده شده ، ابو على آن را براى من خواند و گفت : وقتى اين توقيع صادر شد ، حسين بن روح از حضرت خواست كه آن را آشكار نسازد ، زيرا آن موقع حسين بن روح در دست دشمن گرفتار و در خانهء مقتدر عباسى محبوس بود ، حضرت امر فرمود كه آن را آشكار كن و نترس كه از شر آنها ايمن خواهى بود . بعد از آشكار ساختن توقيع لعن شلمغانى ، حسين بن روح در اندك مدتى از زندان آزاد شد و الحمد للَّه .
هامش
( 1 ) مباهله يعنى به نفرين كردن يك ديگر تا هر كس بر باطل بوده مورد غضب الهى قرار گيرد و آن كس كه بر حق بود شناخته شود و بدين گونه حق از باطل امتياز يابد .